این نمودار روند سهم هزینهکرد خانوار در حوزه زیبایی را طی سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۲ در سه دهک درآمدی اول، پنجم و دهم ترسیم میکند؛ اما برخلاف تصور رایج که تمرکز را بر دهک دهم قرار میدهد، دهک میانی جامعه، یعنی دهک پنجم، روایتی شگفتانگیزتر از مقاومت مصرف در برابر تورم به ما نشان میدهد.
در حالی که کشور طی این بازه، جهشهای تورمی بزرگی را تجربه کرده—از تورم تکرقمی در ۱۳۹۶ تا مرز ۵۰ درصد در سال ۱۴۰۲—دهک پنجم توانسته سهم هزینهکرد زیبایی خود را در حدود ۱.۳ تا ۱.۴ درصد حفظ کند؛ سهمی که با نوسانات محدود، نشانهای از ثبات ترجیح فرهنگی در طبقه متوسط جامعه است. حتی دهک اول نیز، که تحت فشار مضاعف اقتصادی قرار دارد، در طول شش سال، سهم هزینهکرد زیباییاش تنها حدود ۰.۲ درصد کاهش یافته (از ۱.۳۳٪ در ۱۳۹۶ به ۱.۱۴٪ در ۱۴۰۲)، آنهم در مواجهه با جهش قیمتها، افت قدرت خرید و اولویتیافتن نیازهای ضروریتر.
این پایداری، گویای یک الگوی عمیق اجتماعی-روانی است؛ مردم، بهویژه در دهکهای میانی، حاضرند بخشی از مخارج مصرفی خود را فدای حفظ «هویت، آراستگی و حس خوب» کنند. هزینههای زیبایی—چه در قالب لوازم آرایش، چه خدمات آرایشی یا حتی عملهای جراحی زیبایی—نهفقط یک انتخاب مصرفی، بلکه نوعی سازوکار مقاومت فرهنگی است؛ راهی برای حفظ شأن اجتماعی، اعتمادبهنفس و نشاط روانی در دل بیثباتی اقتصادی.
این روند بار دیگر بر «اثر ماتیک» صحه میگذارد: در روزهایی که خانوادهها سفره خود را کوچکتر میکنند، لذتهای کوچک اما مؤثر را کنار نمیگذارند. برای طبقه متوسط، زیبایی همچنان نماد "حال خوب" است؛ و برای دهکهای پایینتر، آخرین سنگر عزتنفس در برابر فرسایش معیشت. این یعنی سیاستگذاران فرهنگی و اقتصادی، اگر میخواهند نبض جامعه را بفهمند، باید تغییرات سبک زندگی را از همین سبدهای کوچک و معنادار بخوانند.
