حمله هوایی ایالات متحده به سایتهای هستهای ایران، پایانی بود بر ماهها بحث بر سر یک سؤال: «آیا آمریکا به ایران حمله میکند؟» و آغازی بود بر پرسشهایی فراوان حول یک محور: «حالا چه میشود؟» در این میان، شناسایی دیدگاههای افکار عمومی آمریکا درباره «عملیات نظامی علیه برنامه هستهای ایران» اهمیت زیادی دارد؛ هم از جهت سنجش مشروعیت سیاسی این اقدام و هم برای ارزیابی پیامدهای احتمالی آن در سیاست داخلی و خارجی ایالات متحده.
نظرسنجی شبکه CBS News که با مشارکت 1,720 نفر از شهروندان آمریکایی در روزهای پس از حمله (22 ژوئن تا 24 ژوئن 2025؛ 1 تیر تا 3 تیر 1404) انجام شده، به همین موضوع پرداخته و به ما میگوید که آمریکاییها «چقدر به این رویداد اهمیت میدهند؟» «تا چه اندازه با رویکرد دولت ترامپ همراه هستند؟» و «آینده منازعه را چگونه پیشبینی میکنند؟».
وقتی نگاه آمریکاییها به ایران دوخته شد
تأثیر منازعات جهانی بر فضای ایالات متحده به گونهای است که پیگیری پروندههای بینالمللی، اعم از جنگ و صلح، برای افکار عمومی آن اهمیت ویژهای دارد. پایان جنگ در غزه، برقراری صلح در اوکراین و جلوگیری از برنامه هستهای ایران از مهمترین موضوعاتی هستند که طی سالهای اخیر، فضای جامعه آمریکا را تحت تأثیر قرار دادهاند. با بازگشت دونالد ترامپ و وعدههای صریح او برای حل بحرانها در کوتاهمدت، توجه عمومی به این مسائل افزایش یافت. در این میان، ایران جایگاه متفاوتی داشت. برخلاف سایر موارد، ترامپ بارها تهدید به اقدام نظامی علیه تأسیسات هستهای ایران کرده بود؛ تهدیدی که خطر جنگی جدید در خاورمیانه را برای افکار عمومی کاملا محتمل کرد.
همین نگرانی در نتایج نظرسنجی CBS News بهروشنی دیده میشود: ۷۵درصد از پاسخدهندگان، اعلام کردهاند که اخبار حمله به ایران را از «خیلی نزدیک» یا «تا حدودی نزدیک» دنبال میکنند. چنین سطحی از توجه نشان میدهد که افکار عمومی آمریکا، صرفنظر از موضع سیاسی، این پرونده را نه فقط بهعنوان یک موضوع خارجی، بلکه بهمثابه مسئلهای امنیتی و راهبردی دنبال میکند. در این فضا، سیاست ترامپ در قبال ایران -چه مورد حمایت باشد، چه محل تردید- به یکی از کانونهای اصلی قضاوت عمومی بدل شده است.

دوقطبی عمیق بر سر جنگ با ایران
در مقیاس «موافق-مخالف» با اقدام نظامی علیه ایران، ۴۴درصد از شرکتکنندگان اعلام موافقت و ۵۶درصد مخالفت کردهاند. این تفکیک نزدیک، حاکی از آن است که موضع آمریکاییها نسبت به استفاده از ابزار نظامی علیه ایران یکدست نیست؛ عدهای حملات را لازمه بازدارندگی و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای میدانند؛ در حالی که گروهی دیگر از تبعات نظامی، انسانی و اقتصادی این حملات بیمناک هستند.
وقتی نتایج را بر اساس گرایش سیاسی بررسی کنیم، شکاف عمیقتر هم میشود. ۸۵درصد از پاسخدهندگانی که به حزب جمهوریخواه گرایش داشتهاند، از حمله حمایت کردهاند. در حالی که ۸۷درصد از هواداران حزب دموکرات، با آن مخالف بودهاند. این اختلافنظر، نشانهای روشن از دوقطبی شدید در جامعه آمریکاست؛ جایی که نگاه به مسائل سیاست خارجی و امنیتی، شدیدا تحت تأثیر باورهای سیاسی قرار دارد. جمهوریخواهان بیشتر به فشار و اقدام نظامی باور دارند، در حالی که دموکراتها راهحل دیپلماتیک را ترجیح میدهند.

ایران پاسخ میدهد
«این عملیات، موجب صلح میشود و ایران را پشت میز مذاکره مینشاند.» این عبارت، مضمون اصلیترین مدعایی است که در خصوص بمباران پروژه هستهای ایران، از سوی دونالد ترامپ تبلیغ میشود. اما آیا جامعه چنین روایتی را پذیرفته است؟ شکاف روشنی در نگاه آمریکاییها به واکنش احتمالی ایران دیده میشود. ۷۱درصد از شرکتکنندگان پیشبینی کردند که ایران «متقابلا به منافع آمریکا حمله خواهد کرد»، و تنها ۲۹درصد گزینه «مذاکرات دیپلماتیک» را محتمل دانستند.
آمار موجود حاکی از آن است که اولا، اغلب شرکتکنندگان، حتی جمهوری خواهان هوادار ترامپ، ادعاهای او را درباره «تسلیم ایران»، نپذیرفتهاند. ثانیا، از نظر بسیاری از آمریکاییها، قدرت نظامی ایران جدی است و این کشور توانایی ایستادگی در مقابل آمریکا را دارد. و ثالثا، آنها اراده سیاسی رهبران جمهوری اسلامی را جدی میدانند.

نگرانی از گسترش درگیری
ورود آمریکا به جنگی گسترده با ایران، موضوعی نیست که طرفداران زیادی در آمریکا داشته باشد. حتی حامیان استفاده از گزینه نظامی علیه ایران، عموما از یک درگیری محدود سخن میگویند که توان هستهای جمهوری اسلامی را از بین خواهد برد. این احتیاط، بازتابی از نگرانیهای عمیق نسبت به پیامدهای درگیری است؛ از جمله احتمال آسیب دیدن دهها هزار سرباز آمریکایی مستقر در آسیای غربی، و توانایی ایران در تهدید امنیت انرژی جهان و بالا بردن قیمت جهانی نفت.
در همین راستا، ۷۹درصد از پاسخدهندگان اظهار داشتند که «بسیار» (۴۴درصد) یا «تا حدودی» (۳۵درصد)، از تبدیل این درگیری محدود به یک جنگ تمامعیار با ایران، نگران هستند. این عدد، در میان پاسخدهندگانی با گرایش دموکرات به ۹۴درصد هم میرسد. در مقابل، ۳۸درصد از هواداران حزب جمهوریخواه، اعلام کردند که نسبت به این موضوع چندان احساس نگرانی نمیکنند.

کنگره یا کاخ سفید؟ مشروعیت جنگ همچنان محل نزاع
پیش از حمله هوایی آمریکا به پایگاههای هستهای کشورمان، برخی سناتورهای آمریکایی مشروعیت اقدام نظامی با تصمیم مستقل رئیس جمهور را زیر سؤال برده و تأکید کردند که چنین تصمیمی در حوزه اختیارات کنگره قرار دارد. در بخشی از نظرسنجی شبکه سیبیاس، نظر شرکتکنندگان در اینباره پرسیده شد.
۶۳درصد از شرکتکنندگان معتقد بودند که رئیسجمهور باید برای اقدام نظامی علیه ایران از کنگره مجوز بگیرد. در حالیکه ۳۷درصد چنین ضرورتی را احساس نمیکردند. بررسی آمار تفکیکی، از صفبندی سیاسی موافقان و مخالفان دولت ترامپ خبر میدهد. ۹۱درصد از پاسخدهندگان با گرایش به حزب دموکرات، این موضوع را در صلاحیت کنگره دانستهاند. در حالیکه ۷۰درصد از جمهوریخواهان، از اختیار ترامپ برای تصمیمگیری مستقیم در این زمینه دفاع کردهاند.

بازدارندگی یا تحریک؟
یکی از مهمترین استدلالهای تحلیلگران و سیاستمداران مخالف حمله به تأسیسات هستهای ایران، این بود که چنین عملیاتی، به نوعی نقض غرض محسوب شده در نهایت ایران را به سمت ساخت سلاح اتمی سوق میدهد تا بتواند بازدارندگی خود را حفظ کند. ادعایی که از سوی دونالد ترامپ و نئوکانهای حامی او قاطعانه رد میشود. آنها معتقدند که حمله به نیروگاههای فردو، نطنز و اصفهان، عملی بازدارنده است که رهبران جمهوری اسلامی را از تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی و حتی حفظ غنیسازی، منصرف میکند.
در همین زمینه، از مخاطبان سیبیاس درباره پیامدهای چنین حملاتی سؤال شد. ۴۹ درصد از شرکتکنندگان بر این باورند که حملات هوایی باعث «افزایش» انگیزه ایران برای ساخت سلاح هستهای خواهد شد؛ در مقابل، ۲۲ درصد انتظار «کاهش» این انگیزه را داشتند و ۲۹ درصد نیز پیشبینی کردند که تغییری در رفتار ایران رخ نخواهد داد. این نتایج، نشان میدهد که بخش بزرگی از آمریکاییها، مداخله نظامی را عامل تشدید تهدید هستهای ایران میدانند. و تنها چیزی کمتر از یکچهارم آنها روایت توأم با افتخار و اقتدار رئیس جمهور ایالات متحده را پذیرفتهاند.

سلاح هستهای ایران، تهدیدی جدی برای آمریکا و اسرائیل
در ادامه، از شرکتکنندگان پرسیده شد که دستیابی ایران به سلاح هستهای را تا چه اندازه تهدیدی برای امنیت آمریکا میدانند. اکثریت قاطع (۸۷ درصد) اظهار داشتند که چنین رویدادی برای امنیت ملی آمریکا یک تهدید جدی به شمار میرود؛ از این میان، ۵۶ درصد چنین تهدیدی را «بسیار شدید» و ۳۱ درصد، «نسبتا جدی» تلقی میکنند. این سطح بالای نگرانی، زمینهای برای حمایت عمومی از اقدامات بازدارنده و دیپلماتیک دولتها در قبال برنامه هستهای ایران فراهم آورده و همزمان میتواند بهمثابه پشتوانهای سیاسی برای جریانات ضدایرانی و اپوزیسیون جمهوری اسلامی در فضای بینالمللی عمل کند.

با طرح همین پرسش درباره اسرائیل، درجه احساس تهدید بالاتر هم رفت. موضوعی که با توجه به سابقه درگیریهای ایران و رژیم صهیونیستی، قابل انتظار است. ۹۳ درصد از کسانی که در نظرسنجی شرکت کردند، وجود سلاح هستهای در ایران را برای امنیت اسرائیل تهدیدی «بسیار شدید» (۶۵ درصد) یا «تا حدی جدی» (۲۸ درصد) ارزیابی کردند. این اعداد، پیوند تاریخی و سیاسی میان آمریکا و اسرائیل را در ذهن شهروندان آمریکایی، یادآوری میکند.

دادههای موجود، همچنین حاکی از آن است که با وجود اختلاف نظرهای جدی میان طرفداران دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در مورد نحوه تعامل با جمهوری اسلامی، هر دو گروه تا حد زیادی روی خطرآفرین بودن دستیابی این کشور به سلاح اتمی (برای آمریکا و اسرائیل) اتفاق نظر دارند. هرچند شدت این موضع در میان جمهوریخواهان بیشتر است.
تردید درباره کارآمدی دولت ترامپ در مدیریت بحران ایران
در نهایت به موضوعی میرسیم که شاید مهمترین دغدغه دونالد ترامپ در روزهای پس از حمله به تأسیسات اتمی ایران باشد. «چقدر به عملکرد دولت ترامپ در مواجهه با ایران اعتماد دارید؟» پاسخهای مخاطبان، قطعا برای رییس جمهور پر سر و صدای ایالات متحده رضایتبخش نیست. تنها ۴۹ درصد اظهار داشتند که به رویکرد دولت ترامپ برای مدیریت تنشها با ایران اعتماد دارند ( ۲۷ درصد «خیلی زیاد» و ۲۲ درصد «تا حدی»). در مقابل، اکثریت مخاطبان یا دچار تردید بودند یا بهصراحت بیاعتمادی خود را ابراز کردند.
نکته جالب توجه آن که بیشترین فراوانی پاسخها، با ۳۴ درصد، متعلق به افرادی است که اعلام کردند «اصلا» به کارآمدی دولت ترامپ در قبال ایران اطمینان ندارند. موضوعی که میتواند نشانه چالش جدی ترامپ و حامیانش، برای جلب حمایت حداکثری جامعه آمریکا، در پرونده ایران باشد.

سیاست خارجی در سایه اقتصاد: چالش دوگانه در مواجهه با ایران
دیدگاه مردم آمریکا در خصوص شرایط اقتصادی، دیگر موضوعی است که در نظرسنجی CBS News، مدنظر قرار گرفت. دادههای به دست آمده، از رواج بدبینی اقتصادی در جامعه آمریکا خبر میدهد. تنها ۳۷ درصد از شرکتکنندگان وضعیت فعلی اقتصاد را «خوب» میدانند؛ در حالی که ۵۸ درصد آن را «بد» توصیف کردهاند. بیش از نیمی از پاسخدهندگان انتظار دارند شرایط در ماههای آینده بدتر شود. و ۶۰ درصد نیز از افزایش محسوس قیمتها در هفتههای اخیر سخن گفتهاند. در چنین فضایی، حتی سیاست خارجی نیز نمیتواند از فشار نگرانیهای معیشتی مصون بماند. اقتصاد، اگرچه مستقیما به موضوع ایران ارتباط ندارد، اما بیثباتی در آن، نگاه مردم به درگیریهای خارجی را محتاطانهتر میکند. هر اندازه عدماطمینان داخلی بیشتر باشد، تحمل جامعه نسبت به هزینههای خارجی کمتر میشود.
با این حال، همین نظرسنجی نشان میدهد که بسیاری از آمریکاییها برنامه هستهای ایران را تهدیدی جدی برای امنیت ملی و متحدان خود میدانند. ۸۷ درصد آن را تهدیدی برای آمریکا و ۹۳ درصد برای اسرائیل ارزیابی کردهاند. این درک امنیتی، حمایت نسبی از حملات هوایی اخیر را توجیهپذیر میکند؛ اما همزمان، نگرانی از تبدیل تنش به جنگی تمامعیار، حاکی از آن است که جامعه، مداخلهای محدود و حسابشده را ترجیح میدهد. بهعبارت دیگر، افکار عمومی در تلاقی دو خواست متضاد قرار گرفته است: جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، و اجتناب از هزینههای مالی و انسانی یک درگیری گسترده. این وضعیت، سیاستگذاران آمریکایی را ناگزیر میکند رویکردی گزینشی و هدفمند اتخاذ کنند که هم احساس امنیت عمومی را پاسخ دهد و هم با واقعیتهای اقتصادی کشور سازگار باشد.
کلام آخر
در مجموع، یافتههای نظرسنجی CBS News نشان میدهد که افکار عمومی آمریکا، هرچند نگران گسترش برنامه هستهای ایران و تهدیدهای ناشی از آن است؛ اما در عین حال از ورود به یک درگیری گسترده در خاورمیانه نیز واهمه دارد. شکاف میان ترس از «ایران هستهای» و ترس از «جنگ با ایران» به یکی از مهمترین نقاط ضعف در سیاست خارجی دولت ترامپ تبدیل شده است؛ نقطهای که میتوان با هوشمندی دیپلماتیک و رسانهای، آن را به چالش کشید. واقعیت آن است که حتی در میان طرفداران ترامپ نیز، اطمینان کاملی به موفقیت استراتژی فعلی علیه ایران وجود ندارد؛ بخش زیادی از مردم آمریکا معتقدند که حمله اخیر، نهتنها بازدارنده نخواهد بود، بلکه احتمالا تهران را به سمت سلاح هستهای سوق خواهد داد.
این واقعیت، فرصتی برای سیاستگذار ایرانی فراهم میکند؛ بهویژه در حوزه رسانه و اقناع افکار عمومی. اگر کنش ایران در پاسخ به این حملات -اعم از نظامی، دیپلماتیک یا رسانهای- بهگونهای طراحی شود که چهرهای منطقی، مقاوم و مدبر از جمهوری اسلامی ترسیم کند، میتوان تردیدهای موجود در جامعه آمریکا را به ضعف روایت رسمی کاخ سفید تبدیل کرد. در شرایطی که تلاش برای تغییر ذهنیت منفی آمریکاییها نسبت به ماهیت برنامه هستهای ایران چندان مفید به نظر نمیرسد؛ تمرکز بر برجستهسازی ناکارآمدی، پرهزینه بودن و بینتیجه بودن سیاستهای تهاجمی ترامپ، میتواند تأثیر بیشتری باشد. روایت باید نهتنها پاسخگو، بلکه پیشبرنده باشد؛ یعنی بهجای دفاع صرف، تصویری هوشمندانه از واقعیتهای میدانی ارائه دهد که هزینه سیاسی ادامه مسیر کنونی را برای دولت آمریکا بالا ببرد.