کفه سنگین محکومیت حملة رژیمصهیونیستی و حمایت از ایران
حملة بامداد جمعه 13 ژوئن 2025 که با تعدّی آشکار رژیمصهیونیستی به خاک جمهوری اسلامی ایران آغاز شد، هر ناظر منصفی را به محکومیت وامیدارد، اما این موضوع با واکنشهای مختلفی از سوی کشورهای جهان همراه بوده است. بر اساس دادههای اختصاصی و احصاء شده گروه سیاستپژوهی و تحلیل داده مرکز نمافر (به استناد اخبار خبرگزاریهای بینالمللی)، مواضع کشورها درباره حملة رژیمصهیونیستی به ایران در بازه 13 تا 23 ژوئن 2025 به سه دسته اصلی کشورهایی که حملة اسرائیل را محکوم کردهاند، کشورهایی که از رژیمصهیونیستی حمایت کردهاند و کشورهایی که بیطرف مانده یا سکوت گزیدهاند، تقسیم میشود.
چه کشورهایی حمله رژیمصهیونیستی به ایران را محکوم کردهاند؟
بسیاری از دولتها در سطح جهان، در واکنش به حملة نظامی صبحگاهی اسرائیل به خاک ایران، موضع صریح «محکومیت» گرفتهاند. این کشورها یا در قالب صدور بیانیههای مستقل و یا با امضای بیانیه مشترک ائتلافها و نشستهای بینالمللی این محکومیت را ابراز نمودهاند. تعدادی از این کشورها در قالب «سازمان همکاری شانگهای» حملات اسرائیل را محکوم کردهاند. تعداد دیگری در قالب بیانیه مشترک نشست فوقالعاده سران کشورهای اسلامی از حملات اسرائیل ابزار انزجار داشتند. برخی از این کشورها هم در قالب بیانیه اخیر ائتلاف بریکس در برزیل به محکومیت حمله به جمهوری اسلامی ایران پرداختهاند.
بر اساس دادههای اختصاصی و احصاء شده گروه سیاستپژوهی و تحلیل داده مرکز نمافر، بیش از 40 کشور حملة اسرائیل در 13 ژوئن به ایران را محکوم کردهاند. بر همین اساس کشورهای روسیه، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان، ترکیه، آذربایجان، مصر، مالزی، عمان، پاکستان، کویت، یمن، ونزوئلا، اندونزی، کوبا، کره شمالی، چین، هند، عربستان سعودی، قطر، افغانستان، عراق، لبنان، اردن، ژاپن، برزیل، الجزایر، آفریقای جنوبی، بحرین، برونئی دارالسلام، چاد، کومور، جیبوتی، لیبی، موریتانی، سومالی، سودان و امارات متحده عربی حمله اسرائیل به ایران را محکوم کردهاند.

طبیعی است که موضعگیری این کشورها اگرچه در محکومیت اسرائیل اشتراک دارد، اما در شدت و ضعف همراهی این کشورها با ایران اختلافاتی مشهود است. برخی از این کشورها نظیر ژاپن
[1] صرفا به محکومیت این حمله و ضرورت پیگیری روشهای دیپلماتیک اذعان داشتهاند و برخی از کشورها مانند یمن آمادگی همکاری نظامی را نیز در برابر این تهاجم مطرح نمودهاند. در این میان نکته جالب توجه این است که بعضی از کشورهای همسایه در محکومیت این حمله و در دفاع از ایران به بیانیهای دیپلماتیک اکتفا نکردهاند و از زبان سران این کشورها، پیامهایی صریح در حمایت از ایران مانند آرزوی موفقیت رئیس جمهور ترکیه برای ایران و حمایت وزیر دفاع پاکستان از کشورمان دیده و شنیده شده است.
حامیان اندک و نگران رژیمصهیونیستی
این در حالی است که در مقابل، تنها گروه کوچکی از کشورهای عمدتاً غربی و متحد ایالات متحده آمریکا، شامل آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، کانادا، آلبانی، جمهوری چک، آرژانتین، اوکراین، استرالیا و ایتالیا اعلام کردهاند که حق دفاع مشروع اسرائیل را به رسمیت میشناسند. اعلام این حمایت به صورت صدور بیانیه جمعی –بهطور خاص بیانیه گروه جی7- ، بیانیههایی جداگانه و اعلام موضع یکی از سران رسمی کشورهای مذکور (مانند اظهارات وزیر خارجه استرالیا) صورت گرفته است. این کشورها هرچند از اقدام اسرائیل حمایت کردهاند، اما حتی بیشتر آنها نیز بهطور همزمان بر ضرورت «کاهش تنش» و بازگشت طرفین به میز مذاکرات تأکید داشتهاند. از آنجا که شمار مدافعان اسرائیل به بیش از ده کشور نمیرسید، این گروه در برابر اکثریت قاطع مدعیان محکومیت در موضع اقلیت قرار گرفتهاند، و از این اتفاق میتوان به شکست جبهه حامی اسرائیل را در عرصه دیپلماتیک با ایران نام برد. شکستی که خلاف ادعاهایی همچون مهجوریت ایران و ائتلاف جهانی به نفع اسرائیل است.
اجماع منطقهای علیه رژیمصهیونیستی
از منظر حقوق بینالملل و دیپلماسی منطقهای، نکتة جالب آن است که بسیاری از کشورها، بهویژه اعضای اتحادیه کشورهای اسلامی، حمایت خود را در قالب «بیانیههای جمعی» و «تماس وزرای خارجه» بیان کردهاند. این بیانیههای مشترک، علاوه بر محکومیت صریح حملات، خواستار ارائه گزارشهای مستقل نهادهای بینالمللی مانند آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ارجاع موضوع به شورای امنیت سازمان ملل شدهاند. بدین ترتیب، صدای آنها از حالت موضع فردی به یک «اجماع منطقهای» تبدیل شد که از توان تأثیرگذاری حقوقی و سیاسی بالاتری برخوردار است و میتواند مبنای تصویب قطعنامههای بینالمللی جدیتری شود.
از اقدام جمعی تا همنوایی اغلب کشورهای اسلامی در محکومیت اسرائیل
واکاوی محتوایی و ساختاری بیانیه و مواضع کشورها نسبت به حمله رژیمصهیونیستی به ایران، حاکی از یافتهها و گزارههای مهمی مانند «غلظت محکومیتها»، «اقدام جمعی»، «همنوایی اغلب کشورهای اسلامی در محکومیت اسرائیل»، «حمایت از اسرائیل با شرایط ضمنی» و «افقهای آینده» است.
- غلظت محکومیتها: تعداد کشورهایی که حمله رژیمصهیونیستی را محکوم کردهاند، تقریبا چهار برابر تعداد حامیان آن بوده است. این اختلاف نشان میدهد که در افکار عمومی و زمینههای دیپلماتیک، محکومیت این اقدام بر مبنای اصل حاکمیت ملی و منع مداخله نظامی استوارتر است.
- اقدام جمعی: بسیاری از کشورهای اسلامی و غیر اسلامی، بیانیههای جداگانه را در قالب توافقهای چندجانبه منتشر کردهاند. این بیانیههای گروهی وزن سیاسی بیشتری داشته و جلوه وحدت مواضع را برجسته کردهاند.
- همنوایی اغلب کشورهای اسلامی در محکومیت اسرائیل: غالب کشورهای اسلامی –به جزء کشورهای معدودی همچون مراکش که سکوت را ترجیح دادهاند، چه به صورت جمعی در نشست اتحادیه کشورهای اسلامی و چه به صورت جداگانه به محکومیت این حمله پرداختهاند.
- حمایت از اسرائیل با شرایط ضمنی: کشورهای مدافع اسرائیل عملاً حمایت خود را به همراه قید و شرطهایی مانند «حق دفاع مشروع» و «ضرورت پرهیز از گسترش دامنه درگیری» بیان نمودهاند. این امر نشان میدهد که حتی در صف حامیان اسرائیل، نگرانیهایی از تبعات منطقهای حمله رژیمصهیونیستی به ایران وجود دارد.
- افقهای آینده: این وضعیت میتواند زمینهساز تدوین قطعنامههای جدید شورای امنیت یا افزایش نقش مجامع منطقهای در مدیریت بحرانهای غرب آسیا باشد. بیانیههای جمعی نشستهای اسلامی بهویژه میتوانند سازکارهایی برای پیگیری اجرای اصول مندرج در قطعنامههای بینالمللی فراهم آورند.
کلام آخر
آنچه روشن است این است که برآیند این مواجهه در عرصه بینالمللی، نهتنها بر مناسبات دو کشور درگیر، بلکه بر توازن قدرت و نقش نهادهای بینالمللی در غرب آسیا تأثیر شایانی خواهد گذاشت، ضمن آنکه ضدروایتی بر روایت اجماع جهانی علیه ایران و مؤید مهجوریت دیپلماتیک اسرائیل است.
[1] جالب است که ژاپن در عین محکومیت حمله، از امضاکنندگان بیانیه گروه جی7 در حمایت از اسرائیل و محکومیت ایران نیز بوده است!