صنعت سینما، امروزه فراتر از کارکرد تفریحی و سرگرمی که برای مخاطبان دارد، به ابزاری برای توسعه فرهنگی و ایجاد ثروت برای کشورها مبدل شده است. اما نگاهی به گیشه سینمای ایران حاکی از آن است که صنعت سینما در ایران، فقط در حد یک سرگرمی باقیمانده و به لحاظ اقتصادی با جایگاه مطلوب فاصله دارد.
سینمای ایران با چه مسائلی دست و پنجه نرم میکند؟ «نقشه مسائل صنعت سینما در ایران» با رویکردی شواهدمحور و نگاهی کاربردی سعی در پاسخگویی به این سؤال دارد. «نقشه مسائل صنعت سینما در ایران» متشکل از 142 صفحه، 7 بخش و 55 نمودار است که هر صفحه و نمودار آن، مسئلهای از سینمای ایران را بیان کرده است.
«نقشه مسائل صنعت سینما در ایران» حاوی نکات و دادههای ارزشمندی در حوزههای مختلف صنعت سینما مانند: «مخاطب و مصرف»، «بازار و فروش»، «پژوهش و محتوا»، «ترویج و گفتمانسازی»، «تولید و اشتغال»، «تأمین مالی» و «سیاستگذاری و نظارت» است که پاسخگوی نیازهای پژوهشگران، سیاستگذاران، فعالان و دستاندرکاران و علاقهمندان سینما در فعالیتهایشان است. با نظر به اینکه این محصول، با رویکردی شواهدمحور، به واکاوی مسائل و چالشهای صنعت سینما در ایران پرداخته، میتواند در مسیر تحول صنعت سینما در ایران راهگشا باشد.
مخاطب و مصرف
در بخش «مخاطب و مصرف»، پنج موضوع «مخاطب کم سینما در ایران نسبت به جمعیت»، «چرخه معیوب تولید آثار مخاطبپسند و تنزل سلیقة مخاطب»، «مراجعه کمتر زنان به سینما در مقایسه با مردان»، «نپرداختن خلاقانه به مسیرهای متنوع تبلیغاتی از سوی سازندگان» و «نبود سازوکارهای مشخص ردهبندی سنی در سینمای ایران» بررسی شدهاند. نگاهی به شاخص سالانه سینما رفتن در ایران و مقایسه آن با کشورهای پیشرو صنعت سینما نشان میدهد که در حالت کلی مراجعة سالانه مردم به سینما پایینتر از این کشورهاست. همچنین در سطح داخلی نیز تعداد مخاطبان سینمای ایران نسبت به جمعیت در مقایسه با سالهای دهههای گذشته کاهش یافته است. همچنین توجه مخاطبان به ژانرهای سرگرمی در ایران به ژانر کمدی محدود شده و آثار کمدی زرد و مبتذل رونق یافتهاند.
یکی از مسائل و چالشهای شناسایی شده «مراجعه کمتر زنان به سینما در مقایسه با مردان» است. توجه به میزان مراجعه به سینما برحسب جنسیت حاکی از این که زنان نسبت به مردان، مراجعة کمتری دارند؛ زنان بهطور میانگین هر 118 روز، یک فیلم و مردان بهطور متوسط هر 96 روز یک فیلم را در سینما تماشا میکنند.
موضوع و مسئله بررسی شده دیگر «نپرداختن خلاقانه به مسیرهای متنوع تبلیغاتی از سوی سازندگان» است. توجه توأمان به ابزارهای تبلیغاتی نوپدیدی مانند شبکههای اجتماعی و روشهای سنتی مانند توصیه دوستان میتواند عنصر خلاقیت را به تبلیغات فیلمهای سینمایی در ایران تزریق کند و این در حالی است که تکیه صرف بر ابزارهای تبلیغاتی همچون بیلبورد و تیزر بدون بررسی سود و زیان هزینهکرد فیلمها آسیبزاست.

«نبود سازوکار مشخص ردهبندی سنی در سینمای ایران» چالش دیگری است که سینمای ایران با آن دست و پنجه نرم میکند. این در حالی است که در اغلب کشورها مانند ایالات متحدة آمریکا انجمن سینمای آمریکا (MPAA) پس از تولید یک اثر سینمایی، آنرا به لحاظ داشتن محتوای مستهجن و خشونتآمیز رتبهبندی میکند.
بازار و فروش
در بخش «بازار و فروش» دو مسئله «کمتوجهی به نمایش آثار سینمایی در بازارهای خارجی» و «عدم توازن درآمد گیشه در سینماهای کشور» بررسی شده است. سینمای جهان و کشورهای پیشرویی همچون ایالات متحده آمریکل توجه ویژهای به بازارهای خارجی دارند، به گونهای که بررسیها نشان میدهد که فروش داخلی فیلمهای سینمایی در این کشور عمدتا هزینه تولید را جبران میکند و درآمد و سود اصلی فیلمها از فروش در بازارهای خارجی به دست میآید. با این حال، آمارها نشان میدهد که سینمای ایران از این امر تاحدود زیادی بیبهره است و اگر فیلمهایی هم در بازارهای جهانی حضور یافتهاند اغلب فیلمهایی با رویکرد ضدایرانی و اصطلاحا سیاسی بودهاند. در همین راستا یکی از مهمترین ظرفیتها برای سینمای ایران میتواند توجه به مخاطبان منطقهای و کشورهای منطقه باشد.
برررسی شاخصهایی همچون نسبت جمعیت به سالن سینما و جمعیت به تعداد صندلی در استانهای کشور حاکی از این است که زیرساختهای موجود در اغلب استانها کم است و این عامل به همراه تمرکز آثار سینمایی بر روی سبک زندگی شهری و عدم توجه به سایر قشرهای جامعه باعث «عدم توازن درآمد گیشه در سینماهای کشور شدهاند. استفاده از ابزارهایی همچون سینما سیار، بهکارگیری سالنهای همایش که در اقصینقاط کشور ذیل نهادهای مختلف دولتی-حاکمیتی قرار دارند و حمایت از تولید آثار متناسب با اقشار و شهرهای مختلف از لحاظ فرهنگی، سبک زندگی و جغرافیا میتوانند در حل این مسئه راهگشا باشند.

پژوهش و محتوا
در بخش «پژوهش و محتوا» موضوعات «کمتوجهی به پژوهشهای علمی و کاربردی در حوزه سینما»، «پوشش ضعف محتوایی فیلمنامه با انتخاب چهرههای پرطرفدار»، «افول محتوایی سینمای کودک و نوجوان» و «فاصله زیاد با دانش و فناوری روز فیلمسازی دنیا» بررسی شدهاند.یکی از حلقههای گمشده و آسیبرسان به سینمای ایران «کمتوجهی به پژوهشهای علمی و کاربردی در حوزه سینما» است. این خلأ هم در حیطههای هنری، مخاطبشناسی و... و هم در حوزه سیاستگذاری در سینمای ایران وجود دارد. افزون بر این، «عدم توجه به پژوهشهای موجود» نیز چالش بعدی است که پژوهشهای انجام شده نیز کمتر مورد استفاده بدنة سینماگران قرار میگیرد.

شهرت بازیگر، ژانر فیلم و نوآوری از عوامل مؤثر در انتخاب یک فلیم توسط مخاطب هستند، با این حال در سالها اخیر بازیگر بر محتوای فیلمنامه ارجحیت پیدا کرده است و به همین دلیل توجه صرف به ظاهر فیلم پررنگ و محتوا نادیده گرفته میشود.
نگاهی به فیلمهای کودک و نوجوان از لحاظ میزان اکران اکران و تعداد مخاطب در دورههای مختلف نشان میدهد که در دورههایی همچون دهه 1360 و 1370 تولیدات فاخر و بهیادماندنی در سینمای کودک و نوجوان به نمایش درآمده و این حوزه در دهههای بعدی دچار افول شده است.

با اینکه میزان استفاده از بهکارگیری تکنولوژی و فناوریهای جدید در سینمای جهان مشخص و همواره رو به افزایش است، درباره میزان استفاده از ابزارهای مرتبط با تکنولوژیهای جدید در آثار سینمایی ایران، آمار دقیقی وجود ندارد. همچنین ضعف زیرساختهای فناورانه و بهروز در تولید، عرضه و نمایش آثار سینمایی در ایران وجود دارد.

ترویج و گفتمانسازی
در بخش «ترویج و گفتمانسازی» سه مسئله «توزیع نامتوازن امکانات ترویجی سینما در سطح کشور»، «تعداد کم سالن نمایشی نسبت به جمعیت در کل کشور» و «تأثیر جوایز بینالمللی بر تقویت بازنمایی تصویری سیاه از ایران» شناسایی و به آنها پرداخته شده است. توزیع ناعادلانه امکانات سینمایی در ایران با تمرکز بسترها و امکانات در تهران و عدم برخورداری سایر استانها در زمینههای متعددی وجود دارد که از مهمترین آنها میتوان به تعداد آموزشگاههای سینمایی، تعداد سینما، سالن و صندلی سینما، تعداد جشنوارههای برگزار شده و میزان سرمایهگذاری به تفکیک استانهای مختلف اشاره داشت. طبق استاندار جهانی، به ازای هر 10 هزار نفر باید یک سالن سینما وجود داشته باشد، این در حالی است که مطابق با سالنامه آماری سینمای ایران در سال 1400، مجموعا 639 سالن سینمای فعال در کل کشور وجود دارد. همچنین بسیاری از سالنهای سینمایی کشور کمتر از 50 صندلی دارند.
فیلمهای سینمایی ایرانی که جوایز بینالمللی کسب میکنند، اغلب با رویکرد سیاسی مخالفت با وضع موجود ساخته شدهاند و تصویری سیاه از جامعه ایران در سطح جهانی نمایش میدهند. پس از دریافت جایزة اسکار توسط فیلم «جدایی نادر از سیمین» چنین رویکردی در محتوای آثار ایرانی رونق یافته است، روندی که خلاف رشد و بالندگی حقیقی سینمای ایران است.
تولید و اشتغال
در بخش «تولید و اشتغال» موضوعات «وابستگی تولیدات سینمایی به شبکه خاصی از سینماگران» و «نبود یک ساختار پایدار در تولید آثار سینمایی» احصا و مورد بررسی قرار گرفتهاند. با اینکه کارگردان فیلم از عوامل مهم و تأثیرگذار در انتخاب یک فیلم سینمایی توسط مخاطب است، اما یکی از مسائل امروز سینمای ایران این است که دایره سینماگران ایرانی به لحاظ کمی محدود بوده و این امر نوعی انحصار در تولیدات سینمایی ایجاد کرده است. بخش نگاه نو (فیلم اولی) جشنواره فیلم فجر یکی از اقداماتی است که در راستای حمایت از کارگردانان فیلماولی اجرا میشود. با این حال اغلب آنها نیز افرادی هستند که از شهرت و ارتباطات کافی در این عرصه برخوردارند.
تولید در سینما ایران امر اقتضایی است؛ به این معنا که سرمایهگذاران به صورت مقطعی وارد عرصة تولید آثار سینمایی شدهاند و همین مسئله مانع شکلگیری بازار سینما به معنای نظامی متعادل از عرضه و تقاضای محصول سینمایی میشود. شریک کردن فیلمسازان به گونهای که فیلم را از شکل انفرادی و مقطعی خارج کند و در یک فرایند پیوسته قرار دهد میتواند راهبردی اساسی برای حل این مسئله باشد.
تأمین مالی
«سرگردانی و بیسامانی سرمایههای ورودی به سینما» که یکی از علتهای مهم آن نبود شفافیت و نظارت مالی بر بودجه تولید فیلم است مسئله مهم دیگر در صنعت سینما ایران است. بودجههای تأمین مالی صنعت سینما در ایران یا به شکل دولتی و حاکمیتی یا بخش خصوصی است که هر کدام از آنها با چالشهای قابل توجهی همراه هستند. برای مثال در سالهای اخیر شاهد ورود سرمایههایی به سینما بودهایم که یا به دنبال تبلیغات و سوددهی سریع و آسان هستند، یا اینکه میخواستهاند بسترساز پولشویی شوند. این در حالی است که روشهای جدید و خلاقانهای هچون تأمین مالی جمعی در صنعت سینمای جهان برای تأمین سرمایه به کار گرفته میشود و اخیرا در موارد اندکی شاهد استفاده از آن در ایران بودهایم.
سیاستگذاری و نظارت
در بخش «سیاستگذاری و نظارت» دو مسئله «تأثیر تصمیمات سیاستی بر ایجاد تعارض میان سینماگران و دولت» و «کمبود الگوهای موفق همکاری میان نهادهای مؤثر در سینما» شناسایی و به آنها پرداخته شده است. گفتمان سیاسی حاکم در هر دوره بر سیاستگذاری سینمایی تأثیرگذار است و همین امر باعث تأثیر تصمیمات سیاستی بر ایجاد تعارض میان سینماگران و دولت شده است. این تأثیرات ممکن است در قالب تسهیل جریان فیلمسازی یا در جهت ایجاد مانع در این جریان نمود پیدا کند. استفاده از رویکرد «سیاستگذاری باز در عرصه سینما» که در آن سینماگران برای سیاستگذاری مشارکت داده میشوند، در حل این مشکل میتواند راهگشا باشد. دو مجموعه بزرگ «حوزه هنری» و «بنیاد سینمایی فارابی» بازوهای اصلی نهادهای دولتی-حاکمیتی در حوزه تولید سینما هستند. این مأموریت مشترک برای بعضی نهادها همچون فرصتی است که امکان همافزایی سازنده را ایجاد میکند. با این حال شاهد کمبود الگوهای موفق همکاری میان نهادهای مؤثر در سینمای ایران هستیم. همچنین خلأ همافزایی مؤثر در حوزه سیاستگذاری و نظارت نیز وجود دارد. بر همین اساس، بیش از 10 دستگاه به شکل ساختاریافته بر سینما نظارت دارند و این تکثر نظارتی قابل توجه است.