دیپلماسی فرهنگی به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای قدرت نرم در نظام بینالملل، از قابلیتهای خاصی برای تأثیر بر تصورات و نگرشهای جهانی برخوردار است. این نوع دیپلماسی امروزه به صورت گسترده و با استفاده از ابزارهای متنوعی همچون هنر، سینما، رسانههای مجازی و پروژههای فرهنگی عملیاتی میشود.
گروه بریکس (برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی) به عنوان یک ائتلاف نوظهور اقتصادی و سیاسی، تلاش میکند تا نقشی فعال و تأثیرگذار در نظام بینالملل ایفا کند. این گروه با توسعه دیپلماسی فرهنگی و استفاده از ابزارهایی مانند سینما و پروژههای فرهنگی آنلاین، تلاش دارد تا تصویری مثبت و همسو با منافع ملی خود ارائه دهد.
کشورهای عضو بریکس (برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی) به همراه اعضای جدید (مصر، ایران، امارات متحده عربی و اتیوپی) در مجموع ٪۳۷ از تولید ناخالص داخلی جهانی را به خود اختصاص دادهاند و تقریباً نیمی از جمعیت جهان را شامل میشوند.
این گروه که ابتدا بهعنوان یک اتحادیه اقتصادی شناخته میشد، اکنون تسلط روایتهای غربی در سینما را به چالش کشیده و از صنایع فیلمسازی خود برای معرفی فرهنگهای ملی و گسترش نفوذ جهانی بهره میگیرد. هر یک از کشورهای بریکس سینمایی منحصربهفرد دارند که توانستهاند مخاطبان جهانی را به خود جذب کنند و نفوذ فرهنگی خود را گسترش دهند.
نقش استراتژیک سینما در کشورهای بریکس: از هالیوود تا ملت رنگینکمان
چین با ظهور تبدیل شدن به یک قدرت اقتصادی جهانی، جایگاه ویژهای در صنعت فیلم بهدست آورده و اکنون به دومین بازار بزرگ فیلم جهان تبدیل شده است. پیشبینیها حاکی از آن است که این کشور در آینده نزدیک از آمریکا نیز پیشی خواهد گرفت. رشد سریع بازار سینمای چین، هالیوود را وادار به گنجاندن عناصر چینی در فیلمهای پرفروش کرده است. نمونههایی مانند Transformers: Age of Extinction و The Martian بیانگر این تأثیر هستند. استراتژی چین در صنعت سینما تنها به میزبانی فیلمهای هالیوودی محدود نمیشود، بلکه شامل خرید زنجیرههای سینمایی آمریکایی مانند AMC و امضای قراردادهای تولید مشترک نیز میباشد. این اقدامات، چین را به یکی از بازیگران کلیدی و تولیدکنندگان مهم در سینمای جهانی تبدیل کرده است. بااینحال، کنترل شدید دولت بر محتوای فیلمها، آزادی خلاقانه را محدود کرده و توانایی تولید روایتهای جهانی جذاب را کاهش داده است. برای نمونه، فیلمهایی «مانند تأسیس یک جمهوری» بیشتر بهعنوان ابزاری برای برندینگ ملی داخلی استفاده شدهاند تا گسترش بازار بینالمللی.
رشد صنعت سینمای چین قابلتوجه بوده و حتی از صنایع سنتی این کشور نیز پیشی گرفته است. کارشناسان معتقدند چین در مسیر دستیابی به بزرگترین جمعیت مخاطبان فیلم در جهان قرار دارد و برآوردها نشان میدهد که این اتفاق ممکن است بهزودی رخ دهد. فیلمهای چینی درآمدهای قابلتوجهی کسب میکنند. بهعنوان مثال، فیلم آمریکایی آواتار در چین حدود ۷۶۰ میلیون دلار فروش داشته است. با این حال، بازار سینمای چین هنوز بهطور کامل اشباع نشده و گسترش نمایش فیلمها به شهرهای کوچکتر (دسته دوم، سوم و چهارم) میتواند درآمد گیشه را بهطور چشمگیری افزایش دهد. در حال حاضر، شهرهای بزرگ کاملاً اشباع شدهاند و توجه به این شهرهای کوچکتر از اهمیت ویژهای برخوردار است. در نتیجه، ستارگان سینما اکنون برای تبلیغ فیلمها به بیش از ۲۰ شهر سفر میکنند و تبلیغات خود را از مراکز شهری بزرگ به مناطق گستردهتری گسترش دادهاند.
هند نیز با صنعت سینمای خود، بالیوود، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فیلم در جهان محسوب میشود. این صنعت سالانه بیش از ۱۰۰۰ فیلم تولید میکند و ستون اصلی قدرت نرم هند به شمار میآید. بالیوود، با جذب تماشاگران داخلی و دیاسپورای گسترده هندی، بهعنوان پلی فرهنگی میان هند و جهان عمل کرده است. فیلمهایی نظیر Ek Tha Tiger نمایانگر تلاشهای هند برای نمایش آرزوهای جهانی خود، در عین حفظ جوهره فرهنگی این کشور هستند .سینمای هند با ساختاری غیرمتمرکز و تجاری، علاوه بر جذب گسترده مخاطبان داخلی، در عرصه بینالمللی نیز تأثیرگذار بوده است. بااینحال، چالشهایی نظیر زیرساختهای ناکافی و نابرابریهای منطقهای، همچنان موانعی بر سر راه رشد این صنعت هستند. این صنعت که به بیش از ۲۰ زبان مختلف فیلم تولید میکند، بیشترین تعداد فیلمها را در سال به خود اختصاص داده است. سینمای هند از دوران آغازین خود تا استقلال، تحولی قابلتوجه را تجربه کرده است. تلاشهای پیشگامانه افرادی چون دادا صاحب فالکه در دوران صامت، پایههای فیلمسازی این کشور را بنیان نهاد.
در سالهای اولیه، فیلمهای کوتاه یا «توپیکالها» بهعنوان منابع آموزشی و مستندسازی عمل میکردند. ظهور استودیوهای فیلمسازی، که بهعنوان مراکز جذب هنرمندان و تکنسینهای بااستعداد عمل میکردند، زمینهساز رشد تجارت فیلمسازی شد. فیلمهای این دوره اغلب حامل جریانهای پنهانی از میهنپرستی، اصلاحات اجتماعی، حمایت از دموکراسی و اشتیاق برای استقلال بودند.سینمای هند امروز همچنان با استفاده از موسیقی، رقص و ستارگان پرآوازه، جایگاه خود را در قلب مخاطبان حفظ کرده است، درحالیکه بهعنوان یکی از ارکان اصلی قدرت نرم هند در صحنه جهانی مطرح است.
رویکرد روسیه به قدرت نرم از طریق سینما نشاندهنده تعادل حساس میان کنترل دولتی و آزادی هنری است. بهعنوان نمونه، فیلم Leviathan، علاوه بر نقد نهادهای روسی، گفتگوهای فرهنگی مهمی را برانگیخته است و نشاندهنده ظرفیت بالای روسیه برای تأثیرگذاری فرهنگی است. بااینحال، بخش فرهنگی روسیه با چالشهایی نظیر بوروکراسی بیشازحد و نبود سیاستهای شفاف روبهرو است. باوجود حمایتهایی مانند «صندوق سینمای روسیه» برای تولید فیلمهای داخلی، توزیع نابرابر منابع، بهرهبرداری کامل از این ظرفیتها را محدود کرده است.
صنعت سینمای روسیه رشدی سه برابر سریعتر از اقتصاد واقعی این کشور دارد.توسعه نمایش فیلم در روسیه ساختاری غیرمتمرکز دارد. پنج زنجیره سینمایی اصلی، ۳۰ درصد از بازار را در اختیار دارند، درحالیکه ۷۰ درصد باقیمانده شامل سینماهای مستقل یا زنجیرههای کوچک در مناطق مختلف کشور است. این تنوع نشاندهنده فرصتهای گسترده برای رشد صنعت فیلمسازی در سراسر روسیه است.
سینمای برزیل، اگرچه در مقایسه با چین و هند کوچکتر است، نقش مهمی در استراتژی قدرت نرم این کشور ایفا میکند. فیلمهای برزیلی با تمرکز بر موضوعاتی نظیر عدالت اجتماعی، هویت و تنوع فرهنگی، توانستهاند مخاطبان جنوب جهانی را به خود جذب کنند. علاوه بر این، تلهنوولاهای برزیلی، بهعنوان یکی از صادرات فرهنگی برجسته این کشور، جایگاه برزیل را در سطح جهانی تقویت کردهاند. جشنواره فیلم بریکس و قراردادهای تولید مشترک نیز موقعیت برزیل را بهعنوان یک رهبر فرهنگی در جنوب جهانی مستحکم کرده است.
از اواسط دهه ۱۹۹۰، صنعت فیلم برزیل پویایی چشمگیری نشان داده است. رشد این صنعت عمدتاً به دلیل سیاستهای حمایتی دولت بوده که نقش مهمی در عملکرد این بخش دارد. تولید فیلم در برزیل بیشتر توسط شرکتهای تولیدی کوچک صورت میگیرد که برای تأمین بودجه ساخت فیلمهای بلند و کوتاه تلاش میکنند.
فیلمها، مشابه صنعت موسیقی و ادبیات، بخشی فعال از اقتصاد فرهنگی برزیل را تشکیل میدهند. صنعت فیلمسازی برزیل شامل چهار بخش اصلی است: تولید، زیرساخت، توزیع و نمایش. بااینحال، این صنعت با چالشهایی نظیر فرآیند تولید طولانی روبهرو است، بهگونهای که تولید یک فیلم، از آغاز تا توزیع در سینماها یا عرضه در فروشگاهها، بهطور متوسط سه سال زمان میبرد.
با این وجود، سینمای برزیل توانسته است از طریق تولید محتوای فرهنگی غنی و نمایش هویت ملی خود، نقش مهمی در معرفی برزیل به جهان ایفا کند و به یکی از ارکان قدرت نرم این کشور تبدیل شود.
صنعت فیلم آفریقای جنوبی، بازتابدهنده هویت این کشور پس از آپارتاید است. مفهوم «ملت رنگینکمان» که بر تنوع و شمول تأکید دارد، در فیلمها و رسانههای بومی این کشور نمود یافته است. فیلمهایی نظیر «A Good Report» تنش میان سانسور دولتی و آزادی خلاق را به نمایش میگذارند. بااینحال، نابرابری اقتصادی در بریکس، توانایی آفریقای جنوبی برای رقابت با کشورهایی نظیر چین و هند را محدود کرده است. . آفریقای جنوبی، درعینحال، نمونهای از همکاری پویا میان جامعه مدنی و مقامات ملی است. سیاستهای این کشور بر جذب تولیدات فیلم خارجی و ترویج استعدادهای محلی تمرکز دارند.
صنعت فیلمسازی آفریقای جنوبی، با پویایی و رشد چشمگیر خود، بهعنوان یکی از رقابتپذیرترین صنایع سینمایی در سطح بینالمللی شناخته میشود. این کشور با داشتن مکانهای متنوع و منحصربهفرد، هزینههای تولید پایین و نرخ ارز مناسب، محیطی ایدهآل برای تولید فیلم فراهم کرده است که آن را به مقصدی جذابتر از اروپا یا ایالات متحده برای فیلمسازان محلی و خارجی تبدیل کرده است.
یکی از موفقیتهای برجسته سینمای آفریقای جنوبی، فیلم علمی-تخیلی منطقه ۹ (District 9) است که در سال ۲۰۱۰ درباره گروهی از بیگانگان در محلههای فقیرنشین ژوهانسبورگ ساخته شد و برای چهار جایزه اسکار، از جمله بهترین فیلم، نامزد گردید. این موفقیت نشاندهنده توانایی سینمای آفریقای جنوبی در تولید محتوای خلاقانه و باکیفیت است.
کیپتاون، با ۵۷ موقعیت فیلمبرداری مختلف، تبدیل به یکی از مراکز اصلی تولید فیلمهای بینالمللی شده است. علاوه بر این، وجود گروههای فیلمسازی و تکنسینهای بسیار ماهر، زیرساختهای فنی پیشرفته و آبوهوای مناسب، جذابیت این کشور را برای سازندگان فیلم، تبلیغات و سایر تولیدات رسانهای افزایش داده است.
فرصتهای بیشماری در صنعت فیلمسازی آفریقای جنوبی وجود دارد و با توجه به موفقیتهای گذشته و ظرفیتهای موجود، این کشور بهطور فزایندهای به مقصدی ایدهآل برای تولیدات سینمایی تبدیل شده است.
فرصت ها و چالش ها و چشم انداز رشد صنعت سینمایی بریکس
کشورهای بریکس به پتانسیل ابتکارات فرهنگی جمعی خود برای تقویت نفوذ جهانی پی بردهاند. جشنواره فیلم بریکس که در سال 2016 راهاندازی شد، بستری برای نمایش تنوع سینمایی این گروه فراهم کرده است. قراردادهای تولید مشترک، امکان اشتراک منابع و دسترسی به مخاطبان بزرگتر را ایجاد کردهاند. علاوه بر این، کشورهای چین، روسیه و برزیل با تأسیس شبکههای رسانهای بینالمللی مانند CCTV، RT و Rede Globo، روایتهای خود را در سطح جهانی به نمایش گذاشتهاند. ظهور پلتفرمهای دیجیتال نیز فرصتهای جدیدی برای فیلمهای بریکس فراهم کرده است، اما این کشورها همچنان باید با چالشهای فضای رقابتی رسانههای جهانی روبهرو شوند.
در عین حال، کشورهای بریکس با چالشهای متعددی مواجه هستند. نابرابری اقتصادی میان اعضای این گروه بر توانایی برخی کشورها، نظیر آفریقای جنوبی و روسیه، برای سرمایهگذاری در صنایع فیلم تأثیر گذاشته است. کنترل دولتی بر محتوای فیلم در چین و روسیه، پتانسیل خلاقانه این کشورها را محدود کرده و مانع تولید روایتهای جذاب جهانی شده است. علاوه بر این، تسلط هالیوود در سینمای جهانی، چالش بزرگی برای توزیع بینالمللی فیلمهای بریکس ایجاد میکند.
ایده راهاندازی یک سرویس استریم مشترک بین کشورهای بریکس میتواند با الهام از نتفلیکس، اما متناسب با قدرت صنایع فیلم ملی این کشورها، یک پروژه نوآورانه و جهانی باشد. این سرویس، به دلیل نمایندگی چهار قاره (اروپا، آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی)، بدون موانع فرهنگی میتواند در بازارهای جهانی فعالیت کند.
کشورهای بریکس از منابع انسانی حرفهای، استعدادهای برجسته، و مؤسسات آموزشی معتبر در صنعت فیلم بهرهمند هستند، مانند مؤسسه سینماتوگرافی گراسیموف (روسیه)، آکادمی فیلم پکن (چین)، و مؤسسه فیلم ساتیاجیت رای (هند). همچنین، این کشورها تجربه گستردهای در فناوریهای دیجیتال، هوش مصنوعی و تحلیل داده دارند که برای موفقیت رسانههای استریم حیاتی است.
بازار فیلم بریکس، با توجه به جمعیت و مصرف بالای محتوای دیجیتال، به بزرگترین بازار جهانی تبدیل میشود. در سال ۲۰۱۹، چین دومین، هند هفتمین و روسیه دهمین بازار بزرگ فیلم تئاتری در جهان بودند. با گسترش گرایش مصرفکنندگان به سرگرمیهای دیجیتال، که با محدودیتهای دوران کووید-۱۹ شدت یافت، دسترسی فوری به این بازار وسیع مزیتی رقابتی برای سرویس استریم بریکس ایجاد میکند.
بازار بلیتهای سینما در کشورهای بریکس در سال ۲۰۲۴ با درآمدی حدود ۸٫۳۱ میلیارد دلار پیشبینی شده است. انتظار میرود این بازار با نرخ رشد سالانه مرکب٪ 2.21 (CAGR) در دوره ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۸ به حجم بازار ۹٫۰۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۸ برسد. تعداد کاربران نیز تا سال ۲۰۲۸ به حدود ۳۲۶٫۵ میلیون نفر خواهد رسید و میانگین درآمد به ازای هر کاربر (ARPU) حدود ۲۶٫۷۲ دلار پیشبینی میشود. در مقایسه جهانی، بیشترین درآمد در این بخش مربوط به چین با ۶٫۹۶۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ است. این آمار نشاندهنده رشد پایدار بازار بلیتهای سینما در کشورهای BRICS است که میتواند به فرصتهای سرمایهگذاری و توسعه صنعت سینما در این کشورها منجر شود.
در نهایت، کشورهای بریکس با پذیرش تنوع سنتهای سینمایی و تقویت همکاریهای جمعی، میتوانند روایتهای جایگزینی برای غلبه بر سلطه رسانههای غربمحور ارائه دهند. دیپلماسی فرهنگی، بهعنوان یکی از ارکان قدرت نرم، برای تثبیت حضور بریکس در جهان چندقطبی نقشی اساسی ایفا میکند. این کشورها با توسعه برنامههای مشترک و همافزایی فرهنگی، فرصت منحصربهفردی برای بازتعریف نظم فرهنگی جهانی دارند.
ظرفیت ایران و اعضای جدید بریکس برای همافزایی در صنعت سینما
با اضافهشدن ایران، مصر، امارات متحده عربی و اتیوپی به گروه بریکس، فرصتهای تازهای برای همافزایی در عرصه سینما به وجود آمده است. هر کدام از این کشورها، قابلیتهایی ویژه دارند که با استفاده از آنها میتوانند نقش فعالتری در حوزه دیپلماسی فرهنگی بریکس ایفا کنند.
ایران با داشتن سابقه تاریخی درخشان در حوزه سینما، بهویژه در عرصه فیلمهای هنری و جشنوارهای، پتانسیل بسیار بالایی برای گسترش نفوذ فرهنگی خود در سطح بینالمللی دارد. سینمای ایران با کارگردانان برجستهای همچون عباس کیارستمی، اصغر فرهادی و مجید مجیدی شناخته شده است که توانستهاند جوایز معتبر جهانی از جمله اسکار، کن و برلین را کسب کنند. فیلمهایی مانند «جدایی نادر از سیمین»، «فروشنده»، «بچههای آسمان» و «جدایی نادر از سیمین»، نمونههایی موفق از سینمای ایران هستند که توانستهاند در سطح جهانی مطرح شده و توجه مخاطبان بینالمللی را به فرهنگ و ارزشهای ایرانی جلب کنند.
از سوی دیگر، ایران با برخورداری از تنوع قومیتی و فرهنگی و ظرفیتهای منحصربهفرد در حوزه مکانها و جاذبههای گردشگری تاریخی، میتواند مقصدی جذاب برای تولید مشترک فیلمها با دیگر کشورهای عضو بریکس باشد. همچنین ایران از مراکز آموزشی معتبر سینمایی مانند مدرسه ملی سینمای ایران و دانشگاه هنر تهران بهره میبرد که میتواند بستری مناسب برای انتقال دانش فنی، تبادل استعدادها و تولید مشترک آثار سینمایی فراهم کند.
با وجود این ظرفیتها، صنعت سینمای ایران همچنان با چالشهایی مانند محدودیت در دسترسی به بازارهای جهانی به دلیل تحریمها و همچنین ضعف زیرساختهای دیجیتال برای پخش بینالمللی مواجه است. برای بهرهبرداری کامل از ظرفیت همافزایی با کشورهای بریکس، لازم است سیاستهایی نظیر تقویت زیرساختهای دیجیتال، توسعه تولید مشترک، ایجاد سازوکارهای مالی جایگزین، و تسهیل تعاملات فرهنگی در دستور کار قرار گیرد.
کشورهایی مانند امارات متحده عربی نیز با توسعه سریع زیرساختهای رسانهای و رویدادهای فرهنگی-هنری بینالمللی همچون جشنواره فیلم دبی، به مرکز مهمی برای تولید، توزیع و بازاریابی سینمایی در منطقه خاورمیانه تبدیل شدهاند. مصر با تاریخی غنی در سینمای جهان عرب، امکان برقراری همکاریهای مشترک در تولید و توزیع فیلمهایی با محوریت فرهنگ و تاریخ مشترک کشورهای منطقه را دارد. از سوی دیگر، اتیوپی نیز بهعنوان نمایندهای از آفریقا میتواند فرصتی ارزشمند برای تولید فیلمهایی با تمرکز بر هویت آفریقایی و مسائل اجتماعی-فرهنگی این قاره ایجاد کند.
با توجه به تنوع گسترده جغرافیایی و فرهنگی اعضای جدید، گسترش همکاریهای سینمایی میان ایران و این کشورها میتواند منجر به تولید آثاری منحصربهفرد، با مضامین فراگیر و جهانی شود که ضمن بازنمایی بهتر فرهنگ ملی هر کشور، در بازارهای جهانی نیز موفق باشند.
با توجه به موقعیت استراتژیک ایران و ظرفیتهای فرهنگی موجود، بریکس میتواند بستری مناسب برای رشد و ارتقای صنایع فرهنگی کشور فراهم کند.یکی از مهمترین مزایای عضویت در بریکس، دسترسی به بازارهای گسترده و متنوع کشورهای عضو است. کشورهایی نظیر چین و هند با جمعیت میلیاردی، تقاضای بالایی برای محصولات فرهنگی دارند و این امر میتواند فرصتهای جدیدی برای تولیدکنندگان فرهنگی ایران ایجاد کند. صنایع دستی، موسیقی، سینما و ادبیات فارسی از جمله حوزههایی هستند که میتوانند بهطور ویژه در بازارهای بریکس مورد توجه قرار گیرند. تنوع فرهنگی و تقاضای روزافزون برای محصولات فرهنگی منحصربهفرد، شرایط مساعدی را برای معرفی و عرضه تولیدات ایرانی فراهم میکند.
علاوه بر دسترسی به بازارهای جدید، عضویت ایران در بریکس میتواند زمینهساز همکاریهای مشترک در حوزه تولیدات فرهنگی باشد. تولید مشترک فیلم، سریال، انیمیشن و بازیهای ویدیویی با استفاده از ظرفیتهای هنری و تکنولوژیک کشورهای عضو، میتواند منجر به افزایش کیفیت تولیدات داخلی و رقابتپذیری آنها در سطح جهانی شود. همکاریهای فرهنگی مشترک همچنین امکان انتقال دانش، تبادل تجربه و ایجاد شبکههای گسترده برای تولید و توزیع محصولات فرهنگی را به همراه دارد.
از دیگر مزایای این عضویت، امکان دسترسی به منابع مالی و جذب سرمایهگذاری خارجی در حوزه فرهنگ و هنر است. بانک توسعه بریکس (NDB) که با هدف حمایت از پروژههای اقتصادی و فرهنگی کشورهای عضو تأسیس شده است، میتواند به تأمین مالی پروژههای فرهنگی ایران کمک شایانی کند. این منابع مالی میتوانند در زمینه توسعه زیرساختهای فرهنگی نظیر ساخت مراکز فرهنگی، ایجاد نمایشگاههای بینالمللی و حمایت از پروژههای محتوایی دیجیتال مورد استفاده قرار گیرند. همچنین، سرمایهگذاری مشترک در پروژههای فرهنگی میتواند به ایجاد فرصتهای شغلی جدید و رونق اقتصاد فرهنگمحور منجر شود.
در کنار این فرصتها، عضویت در بریکس چالشهایی را نیز به همراه دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. یکی از چالشهای اصلی، رقابت با کشورهای عضو در حوزه صنایع فرهنگی است. کشورهایی مانند چین و هند که دارای صنایع فرهنگی قدرتمند و پیشرفته هستند، میتوانند به عنوان رقبای جدی برای ایران مطرح شوند. به همین دلیل، ایران باید با تمرکز بر ویژگیهای منحصربهفرد فرهنگی خود و توسعه برند ملی در سطح بینالمللی، مزیت رقابتی خود را حفظ کند. علاوه بر این، تفاوتهای زبانی و فرهنگی میان ایران و کشورهای عضو، میتواند مانعی در مسیر تعاملات فرهنگی باشد که باید از طریق استراتژیهای مناسب نظیر بومیسازی محتوا و ایجاد کانالهای ارتباطی مؤثر برطرف شود.
یکی دیگر از چالشهای مهم، زیرساختهای ضعیف دیجیتال و عدم دسترسی مناسب به پلتفرمهای بینالمللی است. در دنیای امروز که توزیع محتوای فرهنگی عمدتاً از طریق بسترهای دیجیتال صورت میگیرد، ایران نیازمند توسعه زیرساختهای دیجیتال و ایجاد پلتفرمهای اختصاصی برای معرفی و فروش محصولات فرهنگی خود در بازارهای بریکس است. سرمایهگذاری در فناوریهای نوین و توسعه کسبوکارهای دیجیتال فرهنگی میتواند نقش کلیدی در موفقیت ایران در این زمینه ایفا کند.
از سوی دیگر، تحریمهای اقتصادی و محدودیتهای تبادلات بانکی، چالش دیگری است که میتواند تأثیر منفی بر تعاملات فرهنگی ایران در چارچوب بریکس داشته باشد. برای مقابله با این محدودیتها، استفاده از ارزهای محلی، پیمانهای تجاری دوجانبه و بهرهگیری از راهکارهای نوین مانند رمزارزها میتواند راهگشا باشد.
در نهایت، عضویت ایران در بریکس میتواند به عنوان ابزاری مؤثر برای تقویت دیپلماسی فرهنگی و ایجاد تصویری مثبت از ایران در سطح بینالمللی مورد استفاده قرار گیرد. برگزاری نمایشگاههای فرهنگی مشترک، جشنوارههای فیلم و موسیقی و توسعه همکاریهای آموزشی و پژوهشی با دانشگاهها و مراکز فرهنگی کشورهای عضو، از جمله اقداماتی است که میتواند به تقویت روابط فرهنگی و معرفی بهتر فرهنگ ایرانی کمک کند.
به طور کلی، عضویت ایران در گروه بریکس فرصتهای گستردهای را برای توسعه صنایع فرهنگی فراهم میکند. اما بهرهبرداری از این فرصتها نیازمند برنامهریزی دقیق، توسعه زیرساختهای فرهنگی و دیجیتال و اتخاذ راهبردهای هوشمندانه در تعاملات بینالمللی است. در صورت مدیریت صحیح، این عضویت میتواند به رشد پایدار صنایع فرهنگی ایران و حضور فعال آن در بازارهای جهانی منجر شود.
این گروه که ابتدا بهعنوان یک اتحادیه اقتصادی شناخته میشد، اکنون تسلط روایتهای غربی در سینما را به چالش کشیده و از صنایع فیلمسازی خود برای معرفی فرهنگهای ملی و گسترش نفوذ جهانی بهره میگیرد. هر یک از کشورهای بریکس سینمایی منحصربهفرد دارند که توانستهاند مخاطبان جهانی را به خود جذب کنند و نفوذ فرهنگی خود را گسترش دهند.
نقش استراتژیک سینما در کشورهای بریکس: از هالیوود تا ملت رنگینکمان
چین با ظهور تبدیل شدن به یک قدرت اقتصادی جهانی، جایگاه ویژهای در صنعت فیلم بهدست آورده و اکنون به دومین بازار بزرگ فیلم جهان تبدیل شده است. پیشبینیها حاکی از آن است که این کشور در آینده نزدیک از آمریکا نیز پیشی خواهد گرفت. رشد سریع بازار سینمای چین، هالیوود را وادار به گنجاندن عناصر چینی در فیلمهای پرفروش کرده است. نمونههایی مانند Transformers: Age of Extinction و The Martian بیانگر این تأثیر هستند. استراتژی چین در صنعت سینما تنها به میزبانی فیلمهای هالیوودی محدود نمیشود، بلکه شامل خرید زنجیرههای سینمایی آمریکایی مانند AMC و امضای قراردادهای تولید مشترک نیز میباشد. این اقدامات، چین را به یکی از بازیگران کلیدی و تولیدکنندگان مهم در سینمای جهانی تبدیل کرده است. بااینحال، کنترل شدید دولت بر محتوای فیلمها، آزادی خلاقانه را محدود کرده و توانایی تولید روایتهای جهانی جذاب را کاهش داده است. برای نمونه، فیلمهایی «مانند تأسیس یک جمهوری» بیشتر بهعنوان ابزاری برای برندینگ ملی داخلی استفاده شدهاند تا گسترش بازار بینالمللی.
رشد صنعت سینمای چین قابلتوجه بوده و حتی از صنایع سنتی این کشور نیز پیشی گرفته است. کارشناسان معتقدند چین در مسیر دستیابی به بزرگترین جمعیت مخاطبان فیلم در جهان قرار دارد و برآوردها نشان میدهد که این اتفاق ممکن است بهزودی رخ دهد. فیلمهای چینی درآمدهای قابلتوجهی کسب میکنند. بهعنوان مثال، فیلم آمریکایی آواتار در چین حدود ۷۶۰ میلیون دلار فروش داشته است. با این حال، بازار سینمای چین هنوز بهطور کامل اشباع نشده و گسترش نمایش فیلمها به شهرهای کوچکتر (دسته دوم، سوم و چهارم) میتواند درآمد گیشه را بهطور چشمگیری افزایش دهد. در حال حاضر، شهرهای بزرگ کاملاً اشباع شدهاند و توجه به این شهرهای کوچکتر از اهمیت ویژهای برخوردار است. در نتیجه، ستارگان سینما اکنون برای تبلیغ فیلمها به بیش از ۲۰ شهر سفر میکنند و تبلیغات خود را از مراکز شهری بزرگ به مناطق گستردهتری گسترش دادهاند.
هند نیز با صنعت سینمای خود، بالیوود، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فیلم در جهان محسوب میشود. این صنعت سالانه بیش از ۱۰۰۰ فیلم تولید میکند و ستون اصلی قدرت نرم هند به شمار میآید. بالیوود، با جذب تماشاگران داخلی و دیاسپورای گسترده هندی، بهعنوان پلی فرهنگی میان هند و جهان عمل کرده است. فیلمهایی نظیر Ek Tha Tiger نمایانگر تلاشهای هند برای نمایش آرزوهای جهانی خود، در عین حفظ جوهره فرهنگی این کشور هستند .سینمای هند با ساختاری غیرمتمرکز و تجاری، علاوه بر جذب گسترده مخاطبان داخلی، در عرصه بینالمللی نیز تأثیرگذار بوده است. بااینحال، چالشهایی نظیر زیرساختهای ناکافی و نابرابریهای منطقهای، همچنان موانعی بر سر راه رشد این صنعت هستند. این صنعت که به بیش از ۲۰ زبان مختلف فیلم تولید میکند، بیشترین تعداد فیلمها را در سال به خود اختصاص داده است. سینمای هند از دوران آغازین خود تا استقلال، تحولی قابلتوجه را تجربه کرده است. تلاشهای پیشگامانه افرادی چون دادا صاحب فالکه در دوران صامت، پایههای فیلمسازی این کشور را بنیان نهاد.
در سالهای اولیه، فیلمهای کوتاه یا «توپیکالها» بهعنوان منابع آموزشی و مستندسازی عمل میکردند. ظهور استودیوهای فیلمسازی، که بهعنوان مراکز جذب هنرمندان و تکنسینهای بااستعداد عمل میکردند، زمینهساز رشد تجارت فیلمسازی شد. فیلمهای این دوره اغلب حامل جریانهای پنهانی از میهنپرستی، اصلاحات اجتماعی، حمایت از دموکراسی و اشتیاق برای استقلال بودند.سینمای هند امروز همچنان با استفاده از موسیقی، رقص و ستارگان پرآوازه، جایگاه خود را در قلب مخاطبان حفظ کرده است، درحالیکه بهعنوان یکی از ارکان اصلی قدرت نرم هند در صحنه جهانی مطرح است.
رویکرد روسیه به قدرت نرم از طریق سینما نشاندهنده تعادل حساس میان کنترل دولتی و آزادی هنری است. بهعنوان نمونه، فیلم Leviathan، علاوه بر نقد نهادهای روسی، گفتگوهای فرهنگی مهمی را برانگیخته است و نشاندهنده ظرفیت بالای روسیه برای تأثیرگذاری فرهنگی است. بااینحال، بخش فرهنگی روسیه با چالشهایی نظیر بوروکراسی بیشازحد و نبود سیاستهای شفاف روبهرو است. باوجود حمایتهایی مانند «صندوق سینمای روسیه» برای تولید فیلمهای داخلی، توزیع نابرابر منابع، بهرهبرداری کامل از این ظرفیتها را محدود کرده است.
صنعت سینمای روسیه رشدی سه برابر سریعتر از اقتصاد واقعی این کشور دارد.توسعه نمایش فیلم در روسیه ساختاری غیرمتمرکز دارد. پنج زنجیره سینمایی اصلی، ۳۰ درصد از بازار را در اختیار دارند، درحالیکه ۷۰ درصد باقیمانده شامل سینماهای مستقل یا زنجیرههای کوچک در مناطق مختلف کشور است. این تنوع نشاندهنده فرصتهای گسترده برای رشد صنعت فیلمسازی در سراسر روسیه است.
سینمای برزیل، اگرچه در مقایسه با چین و هند کوچکتر است، نقش مهمی در استراتژی قدرت نرم این کشور ایفا میکند. فیلمهای برزیلی با تمرکز بر موضوعاتی نظیر عدالت اجتماعی، هویت و تنوع فرهنگی، توانستهاند مخاطبان جنوب جهانی را به خود جذب کنند. علاوه بر این، تلهنوولاهای برزیلی، بهعنوان یکی از صادرات فرهنگی برجسته این کشور، جایگاه برزیل را در سطح جهانی تقویت کردهاند. جشنواره فیلم بریکس و قراردادهای تولید مشترک نیز موقعیت برزیل را بهعنوان یک رهبر فرهنگی در جنوب جهانی مستحکم کرده است.
از اواسط دهه ۱۹۹۰، صنعت فیلم برزیل پویایی چشمگیری نشان داده است. رشد این صنعت عمدتاً به دلیل سیاستهای حمایتی دولت بوده که نقش مهمی در عملکرد این بخش دارد. تولید فیلم در برزیل بیشتر توسط شرکتهای تولیدی کوچک صورت میگیرد که برای تأمین بودجه ساخت فیلمهای بلند و کوتاه تلاش میکنند.
فیلمها، مشابه صنعت موسیقی و ادبیات، بخشی فعال از اقتصاد فرهنگی برزیل را تشکیل میدهند. صنعت فیلمسازی برزیل شامل چهار بخش اصلی است: تولید، زیرساخت، توزیع و نمایش. بااینحال، این صنعت با چالشهایی نظیر فرآیند تولید طولانی روبهرو است، بهگونهای که تولید یک فیلم، از آغاز تا توزیع در سینماها یا عرضه در فروشگاهها، بهطور متوسط سه سال زمان میبرد.
با این وجود، سینمای برزیل توانسته است از طریق تولید محتوای فرهنگی غنی و نمایش هویت ملی خود، نقش مهمی در معرفی برزیل به جهان ایفا کند و به یکی از ارکان قدرت نرم این کشور تبدیل شود.
صنعت فیلم آفریقای جنوبی، بازتابدهنده هویت این کشور پس از آپارتاید است. مفهوم «ملت رنگینکمان» که بر تنوع و شمول تأکید دارد، در فیلمها و رسانههای بومی این کشور نمود یافته است. فیلمهایی نظیر «A Good Report» تنش میان سانسور دولتی و آزادی خلاق را به نمایش میگذارند. بااینحال، نابرابری اقتصادی در بریکس، توانایی آفریقای جنوبی برای رقابت با کشورهایی نظیر چین و هند را محدود کرده است. . آفریقای جنوبی، درعینحال، نمونهای از همکاری پویا میان جامعه مدنی و مقامات ملی است. سیاستهای این کشور بر جذب تولیدات فیلم خارجی و ترویج استعدادهای محلی تمرکز دارند.
صنعت فیلمسازی آفریقای جنوبی، با پویایی و رشد چشمگیر خود، بهعنوان یکی از رقابتپذیرترین صنایع سینمایی در سطح بینالمللی شناخته میشود. این کشور با داشتن مکانهای متنوع و منحصربهفرد، هزینههای تولید پایین و نرخ ارز مناسب، محیطی ایدهآل برای تولید فیلم فراهم کرده است که آن را به مقصدی جذابتر از اروپا یا ایالات متحده برای فیلمسازان محلی و خارجی تبدیل کرده است.
یکی از موفقیتهای برجسته سینمای آفریقای جنوبی، فیلم علمی-تخیلی منطقه ۹ (District 9) است که در سال ۲۰۱۰ درباره گروهی از بیگانگان در محلههای فقیرنشین ژوهانسبورگ ساخته شد و برای چهار جایزه اسکار، از جمله بهترین فیلم، نامزد گردید. این موفقیت نشاندهنده توانایی سینمای آفریقای جنوبی در تولید محتوای خلاقانه و باکیفیت است.
کیپتاون، با ۵۷ موقعیت فیلمبرداری مختلف، تبدیل به یکی از مراکز اصلی تولید فیلمهای بینالمللی شده است. علاوه بر این، وجود گروههای فیلمسازی و تکنسینهای بسیار ماهر، زیرساختهای فنی پیشرفته و آبوهوای مناسب، جذابیت این کشور را برای سازندگان فیلم، تبلیغات و سایر تولیدات رسانهای افزایش داده است.
فرصتهای بیشماری در صنعت فیلمسازی آفریقای جنوبی وجود دارد و با توجه به موفقیتهای گذشته و ظرفیتهای موجود، این کشور بهطور فزایندهای به مقصدی ایدهآل برای تولیدات سینمایی تبدیل شده است.
فرصت ها و چالش ها و چشم انداز رشد صنعت سینمایی بریکس
کشورهای بریکس به پتانسیل ابتکارات فرهنگی جمعی خود برای تقویت نفوذ جهانی پی بردهاند. جشنواره فیلم بریکس که در سال 2016 راهاندازی شد، بستری برای نمایش تنوع سینمایی این گروه فراهم کرده است. قراردادهای تولید مشترک، امکان اشتراک منابع و دسترسی به مخاطبان بزرگتر را ایجاد کردهاند. علاوه بر این، کشورهای چین، روسیه و برزیل با تأسیس شبکههای رسانهای بینالمللی مانند CCTV، RT و Rede Globo، روایتهای خود را در سطح جهانی به نمایش گذاشتهاند. ظهور پلتفرمهای دیجیتال نیز فرصتهای جدیدی برای فیلمهای بریکس فراهم کرده است، اما این کشورها همچنان باید با چالشهای فضای رقابتی رسانههای جهانی روبهرو شوند.
در عین حال، کشورهای بریکس با چالشهای متعددی مواجه هستند. نابرابری اقتصادی میان اعضای این گروه بر توانایی برخی کشورها، نظیر آفریقای جنوبی و روسیه، برای سرمایهگذاری در صنایع فیلم تأثیر گذاشته است. کنترل دولتی بر محتوای فیلم در چین و روسیه، پتانسیل خلاقانه این کشورها را محدود کرده و مانع تولید روایتهای جذاب جهانی شده است. علاوه بر این، تسلط هالیوود در سینمای جهانی، چالش بزرگی برای توزیع بینالمللی فیلمهای بریکس ایجاد میکند.
ایده راهاندازی یک سرویس استریم مشترک بین کشورهای بریکس میتواند با الهام از نتفلیکس، اما متناسب با قدرت صنایع فیلم ملی این کشورها، یک پروژه نوآورانه و جهانی باشد. این سرویس، به دلیل نمایندگی چهار قاره (اروپا، آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی)، بدون موانع فرهنگی میتواند در بازارهای جهانی فعالیت کند.
کشورهای بریکس از منابع انسانی حرفهای، استعدادهای برجسته، و مؤسسات آموزشی معتبر در صنعت فیلم بهرهمند هستند، مانند مؤسسه سینماتوگرافی گراسیموف (روسیه)، آکادمی فیلم پکن (چین)، و مؤسسه فیلم ساتیاجیت رای (هند). همچنین، این کشورها تجربه گستردهای در فناوریهای دیجیتال، هوش مصنوعی و تحلیل داده دارند که برای موفقیت رسانههای استریم حیاتی است.
بازار فیلم بریکس، با توجه به جمعیت و مصرف بالای محتوای دیجیتال، به بزرگترین بازار جهانی تبدیل میشود. در سال ۲۰۱۹، چین دومین، هند هفتمین و روسیه دهمین بازار بزرگ فیلم تئاتری در جهان بودند. با گسترش گرایش مصرفکنندگان به سرگرمیهای دیجیتال، که با محدودیتهای دوران کووید-۱۹ شدت یافت، دسترسی فوری به این بازار وسیع مزیتی رقابتی برای سرویس استریم بریکس ایجاد میکند.
بازار بلیتهای سینما در کشورهای بریکس در سال ۲۰۲۴ با درآمدی حدود ۸٫۳۱ میلیارد دلار پیشبینی شده است. انتظار میرود این بازار با نرخ رشد سالانه مرکب٪ 2.21 (CAGR) در دوره ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۸ به حجم بازار ۹٫۰۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۸ برسد. تعداد کاربران نیز تا سال ۲۰۲۸ به حدود ۳۲۶٫۵ میلیون نفر خواهد رسید و میانگین درآمد به ازای هر کاربر (ARPU) حدود ۲۶٫۷۲ دلار پیشبینی میشود. در مقایسه جهانی، بیشترین درآمد در این بخش مربوط به چین با ۶٫۹۶۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ است. این آمار نشاندهنده رشد پایدار بازار بلیتهای سینما در کشورهای BRICS است که میتواند به فرصتهای سرمایهگذاری و توسعه صنعت سینما در این کشورها منجر شود.
در نهایت، کشورهای بریکس با پذیرش تنوع سنتهای سینمایی و تقویت همکاریهای جمعی، میتوانند روایتهای جایگزینی برای غلبه بر سلطه رسانههای غربمحور ارائه دهند. دیپلماسی فرهنگی، بهعنوان یکی از ارکان قدرت نرم، برای تثبیت حضور بریکس در جهان چندقطبی نقشی اساسی ایفا میکند. این کشورها با توسعه برنامههای مشترک و همافزایی فرهنگی، فرصت منحصربهفردی برای بازتعریف نظم فرهنگی جهانی دارند.
ظرفیت ایران و اعضای جدید بریکس برای همافزایی در صنعت سینما
با اضافهشدن ایران، مصر، امارات متحده عربی و اتیوپی به گروه بریکس، فرصتهای تازهای برای همافزایی در عرصه سینما به وجود آمده است. هر کدام از این کشورها، قابلیتهایی ویژه دارند که با استفاده از آنها میتوانند نقش فعالتری در حوزه دیپلماسی فرهنگی بریکس ایفا کنند.
ایران با داشتن سابقه تاریخی درخشان در حوزه سینما، بهویژه در عرصه فیلمهای هنری و جشنوارهای، پتانسیل بسیار بالایی برای گسترش نفوذ فرهنگی خود در سطح بینالمللی دارد. سینمای ایران با کارگردانان برجستهای همچون عباس کیارستمی، اصغر فرهادی و مجید مجیدی شناخته شده است که توانستهاند جوایز معتبر جهانی از جمله اسکار، کن و برلین را کسب کنند. فیلمهایی مانند «جدایی نادر از سیمین»، «فروشنده»، «بچههای آسمان» و «جدایی نادر از سیمین»، نمونههایی موفق از سینمای ایران هستند که توانستهاند در سطح جهانی مطرح شده و توجه مخاطبان بینالمللی را به فرهنگ و ارزشهای ایرانی جلب کنند.
از سوی دیگر، ایران با برخورداری از تنوع قومیتی و فرهنگی و ظرفیتهای منحصربهفرد در حوزه مکانها و جاذبههای گردشگری تاریخی، میتواند مقصدی جذاب برای تولید مشترک فیلمها با دیگر کشورهای عضو بریکس باشد. همچنین ایران از مراکز آموزشی معتبر سینمایی مانند مدرسه ملی سینمای ایران و دانشگاه هنر تهران بهره میبرد که میتواند بستری مناسب برای انتقال دانش فنی، تبادل استعدادها و تولید مشترک آثار سینمایی فراهم کند.
با وجود این ظرفیتها، صنعت سینمای ایران همچنان با چالشهایی مانند محدودیت در دسترسی به بازارهای جهانی به دلیل تحریمها و همچنین ضعف زیرساختهای دیجیتال برای پخش بینالمللی مواجه است. برای بهرهبرداری کامل از ظرفیت همافزایی با کشورهای بریکس، لازم است سیاستهایی نظیر تقویت زیرساختهای دیجیتال، توسعه تولید مشترک، ایجاد سازوکارهای مالی جایگزین، و تسهیل تعاملات فرهنگی در دستور کار قرار گیرد.
کشورهایی مانند امارات متحده عربی نیز با توسعه سریع زیرساختهای رسانهای و رویدادهای فرهنگی-هنری بینالمللی همچون جشنواره فیلم دبی، به مرکز مهمی برای تولید، توزیع و بازاریابی سینمایی در منطقه خاورمیانه تبدیل شدهاند. مصر با تاریخی غنی در سینمای جهان عرب، امکان برقراری همکاریهای مشترک در تولید و توزیع فیلمهایی با محوریت فرهنگ و تاریخ مشترک کشورهای منطقه را دارد. از سوی دیگر، اتیوپی نیز بهعنوان نمایندهای از آفریقا میتواند فرصتی ارزشمند برای تولید فیلمهایی با تمرکز بر هویت آفریقایی و مسائل اجتماعی-فرهنگی این قاره ایجاد کند.
با توجه به تنوع گسترده جغرافیایی و فرهنگی اعضای جدید، گسترش همکاریهای سینمایی میان ایران و این کشورها میتواند منجر به تولید آثاری منحصربهفرد، با مضامین فراگیر و جهانی شود که ضمن بازنمایی بهتر فرهنگ ملی هر کشور، در بازارهای جهانی نیز موفق باشند.
با توجه به موقعیت استراتژیک ایران و ظرفیتهای فرهنگی موجود، بریکس میتواند بستری مناسب برای رشد و ارتقای صنایع فرهنگی کشور فراهم کند.یکی از مهمترین مزایای عضویت در بریکس، دسترسی به بازارهای گسترده و متنوع کشورهای عضو است. کشورهایی نظیر چین و هند با جمعیت میلیاردی، تقاضای بالایی برای محصولات فرهنگی دارند و این امر میتواند فرصتهای جدیدی برای تولیدکنندگان فرهنگی ایران ایجاد کند. صنایع دستی، موسیقی، سینما و ادبیات فارسی از جمله حوزههایی هستند که میتوانند بهطور ویژه در بازارهای بریکس مورد توجه قرار گیرند. تنوع فرهنگی و تقاضای روزافزون برای محصولات فرهنگی منحصربهفرد، شرایط مساعدی را برای معرفی و عرضه تولیدات ایرانی فراهم میکند.
علاوه بر دسترسی به بازارهای جدید، عضویت ایران در بریکس میتواند زمینهساز همکاریهای مشترک در حوزه تولیدات فرهنگی باشد. تولید مشترک فیلم، سریال، انیمیشن و بازیهای ویدیویی با استفاده از ظرفیتهای هنری و تکنولوژیک کشورهای عضو، میتواند منجر به افزایش کیفیت تولیدات داخلی و رقابتپذیری آنها در سطح جهانی شود. همکاریهای فرهنگی مشترک همچنین امکان انتقال دانش، تبادل تجربه و ایجاد شبکههای گسترده برای تولید و توزیع محصولات فرهنگی را به همراه دارد.
از دیگر مزایای این عضویت، امکان دسترسی به منابع مالی و جذب سرمایهگذاری خارجی در حوزه فرهنگ و هنر است. بانک توسعه بریکس (NDB) که با هدف حمایت از پروژههای اقتصادی و فرهنگی کشورهای عضو تأسیس شده است، میتواند به تأمین مالی پروژههای فرهنگی ایران کمک شایانی کند. این منابع مالی میتوانند در زمینه توسعه زیرساختهای فرهنگی نظیر ساخت مراکز فرهنگی، ایجاد نمایشگاههای بینالمللی و حمایت از پروژههای محتوایی دیجیتال مورد استفاده قرار گیرند. همچنین، سرمایهگذاری مشترک در پروژههای فرهنگی میتواند به ایجاد فرصتهای شغلی جدید و رونق اقتصاد فرهنگمحور منجر شود.
در کنار این فرصتها، عضویت در بریکس چالشهایی را نیز به همراه دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. یکی از چالشهای اصلی، رقابت با کشورهای عضو در حوزه صنایع فرهنگی است. کشورهایی مانند چین و هند که دارای صنایع فرهنگی قدرتمند و پیشرفته هستند، میتوانند به عنوان رقبای جدی برای ایران مطرح شوند. به همین دلیل، ایران باید با تمرکز بر ویژگیهای منحصربهفرد فرهنگی خود و توسعه برند ملی در سطح بینالمللی، مزیت رقابتی خود را حفظ کند. علاوه بر این، تفاوتهای زبانی و فرهنگی میان ایران و کشورهای عضو، میتواند مانعی در مسیر تعاملات فرهنگی باشد که باید از طریق استراتژیهای مناسب نظیر بومیسازی محتوا و ایجاد کانالهای ارتباطی مؤثر برطرف شود.
یکی دیگر از چالشهای مهم، زیرساختهای ضعیف دیجیتال و عدم دسترسی مناسب به پلتفرمهای بینالمللی است. در دنیای امروز که توزیع محتوای فرهنگی عمدتاً از طریق بسترهای دیجیتال صورت میگیرد، ایران نیازمند توسعه زیرساختهای دیجیتال و ایجاد پلتفرمهای اختصاصی برای معرفی و فروش محصولات فرهنگی خود در بازارهای بریکس است. سرمایهگذاری در فناوریهای نوین و توسعه کسبوکارهای دیجیتال فرهنگی میتواند نقش کلیدی در موفقیت ایران در این زمینه ایفا کند.
از سوی دیگر، تحریمهای اقتصادی و محدودیتهای تبادلات بانکی، چالش دیگری است که میتواند تأثیر منفی بر تعاملات فرهنگی ایران در چارچوب بریکس داشته باشد. برای مقابله با این محدودیتها، استفاده از ارزهای محلی، پیمانهای تجاری دوجانبه و بهرهگیری از راهکارهای نوین مانند رمزارزها میتواند راهگشا باشد.
در نهایت، عضویت ایران در بریکس میتواند به عنوان ابزاری مؤثر برای تقویت دیپلماسی فرهنگی و ایجاد تصویری مثبت از ایران در سطح بینالمللی مورد استفاده قرار گیرد. برگزاری نمایشگاههای فرهنگی مشترک، جشنوارههای فیلم و موسیقی و توسعه همکاریهای آموزشی و پژوهشی با دانشگاهها و مراکز فرهنگی کشورهای عضو، از جمله اقداماتی است که میتواند به تقویت روابط فرهنگی و معرفی بهتر فرهنگ ایرانی کمک کند.
به طور کلی، عضویت ایران در گروه بریکس فرصتهای گستردهای را برای توسعه صنایع فرهنگی فراهم میکند. اما بهرهبرداری از این فرصتها نیازمند برنامهریزی دقیق، توسعه زیرساختهای فرهنگی و دیجیتال و اتخاذ راهبردهای هوشمندانه در تعاملات بینالمللی است. در صورت مدیریت صحیح، این عضویت میتواند به رشد پایدار صنایع فرهنگی ایران و حضور فعال آن در بازارهای جهانی منجر شود.