مروری بر تأثیر قیمت بر گیشه در سینمای ایران
قیمتگذاری سینما در ایران، بهویژه از منظر مقرونبهصرفه بودن، در بین اقشار مختلف محل بحث است. درحالیکه برخیها معتقدند سینما در ایران نسبت به استاندارهای بینالمللی بسیار پایین است و افزایش قیمت برای کمک به بقای صنعت ضروری است، برخی دیگر نیز معتقدند افزایش قیمت، سینما را برای بسیاری از تماشاگران غیرقابل دسترس میکند. اما آیا واقعا سینما در ایران یک سرگرمی ارزان محسوب میشود؟ برای اینکه بتوانیم بینش صحیحی از وضعیت موجود پیدا کنیم، لازم است ابتدا نگاهی به روندهای جهانی سینما در سالهای اخیر داشته باشیم.
وضعیت باکسآفیس جهانی
سینما یکی از محبوبترین شاخههای سرگرمی در جهان است و صنعت فیلم جهانی هرساله درآمد هنگفتی را بهدست میآورد. باکسآفیس جهانی در سال 2024 به 30 میلیارد دلار رسید. در سال قبل نیز حدود 33 میلیارد دلار بود که نسبت به سال 2022 افزایش 31 درصدی داشته است. گرچه این ارقام نشاندهندۀ بهبود صنعت فیلم است اما همچنان با رکورد سال 2019 که به 42.5 میلیارد دلار رسیده بود، فاصلۀ زیادی دارد که ناشی از کاهش تماشاگران سینما است.
همهگیری کووید نوزده نقطهعطفی در تاریخ صنعت فیلم بود که نبرد بزرگی را میان سینما و پلتفرمهای استریم شکل داد. تا پیش از آن، فیلمها مسیر سادهای را طی میکردند. اولین بار بر روی پردۀ سینما اکران میشدند و بعد از ماهها به سرویسهای استریم میرسیدند. هر دو نقش مکمل یکدیگر بودند که در کنار هم میتوانستند پاسخگوی ذائقههای مختلف باشند. چه آنها که میخواستند کنار در یک شب اسثتنایی کنار جمعیتی از مردم ناآشنای شهر، چیپس و پاپکورن بخورند و آخرین فیلم پرفروش را بر روی پردۀ بزرگ نمایش تماشا کنند. و چه آنها که میخواستند فیلم ایدهآل خود را در خلوت و بهدور از هرگونه ازدحام یا صرف وقت و هزینۀ زیاد روی کاناپۀ خانهشان نگاه کنند. زمانی هم که نوبت به درآمد باکسآفیس میرسید، اکرانهای سینمایی کفۀ سنگینتر را داشتند و رکوردها را چپ و راست میشکستند. فیلمهایی مثل انتقامجویان و جنگ ستارگان میلیاردها دلار فروش داشتند و سینما دوران طلایی خود را تجربه میکرد.
کووید نوزده چه بر سر سینما آورد؟
با همهگیری کووید نوزده اما تحول بزرگی در صنعت فیلم ایجاد شد. یکباره پردههای اکران بالا رفت و کرکرۀ سالنها پایین کشیده شد که ضربۀ بزرگی بر پیکرۀ سینما بود. نمایش بسیاری از فیلمهای پرهزینه متوقف شد و تماشاگران پشت دربهای سینما ماندند. تعداد پذیرفتهشدگان سینما در جهان از 7.9 میلیارد نفر در سال 2019 به 1.9 میلیارد نفر در سال 2020 کاهش پیدا کرد.
در آن سوی رینگ اما پلتفرمهای استریم مانند هالیو، آمازون پرایم، ویدئو پرایم، نتفلیکس و دیزنی پلاس رشد بیسابقهای را تجربه میکردند و به اوج خود نزدیک میشدند. در سال 2020 بود که ناگهان تعداد اشتراکهای سرویسهای پخش آنلاین ویدئو در جهان به 1.1 میلیارد رسید. نتفلکس بهتنهایی میلیونها مشترک جدید پیدا کرد؛ بهطوریکه از 21.5 میلیون مشترک در سال 2011 به 203 میلیون مشترک افزایش یافت.
سینما در دوران نقاهت
پس از بهبود سلامت دنیا و بازگشایی سالنها، سینما تلاش برای تجدید حیات خود را آغاز کرد. جدول زیر آمارهای مربوط به سینمای ایالات متحدۀ آمریکا را در سالهای 2018 تا 2024 نشان میدهد. در این جدول بهترتیب تعداد بلیطهای فروختهشده، مجموع باکسآفیس، مجموع باکسآفیس تعدیلشده با تورم و میانگین قیمت هر بلیط قابل مشاهده است

بر اساس ارقام ثبتشده در جدول بالا، میبینیم سینما بعد از سقوط ناگهانی در سال 2020 رشد پیوستهای را برای سالهای بعد رقم زده است. اما همچنان پس از چهار سال سطح بلیطهای فروختهشده حدود 400 میلیون با سال 2019 اختلاف دارد.
درحالیکه برخیها از افول سینما سخن میگویند، برخی دیگر پیشبینی میکنند در صورت امتداد این رشد، سینما میتواند در سالهای آینده به سطح پیش از همهگیری بازگردد. فارغ از آنکه در نهایت کدام یک از این دو فرضیه به وقوع خواهد پیوست، باید پرسید با وجود آنکه همۀ موانع بهداشتی برطرف شده و وضعیت به حالت عادی بازگشته، چه عاملی پس از گذشت چهارسال همچنان مانع بازگشت درصد قابلتوجهی از تماشاگران به سینما شده است؟
سینما یک سرگرمی گران است یا ارزان؟
کووید نوزده تحول عمیقی در زیست مردم جهان ایجاد کرد. با خانهنشینیهای طولانی و جریانیافتن همۀ وجوه زندگی بر بسترهای اینترنتی، فردگرایی و انزواطلبی در مردم تشدید شد. بدیهی است با تغییر سبک زندگی، ترجیحات مصرفکنندگان نیز تغییر کرد.
از سوی دیگر نمیتوان برتری پلتفرمهای استریم را از نظر تنوع فیلمها، آزادی و سهولت دسترسی و مهمتر از همه مقرون بهصرفه بودن آن، نادیده گرفت. برای مثال میانگین یک بلیط سینما در ایالات متحدۀ آمریکا اکنون 10.78 دلار است. حال آنکه اشتراک پلتفرم نتفلیکس در طرح «استاندارد با تبلیغات» در این کشور، 7.99 دلار در ماه است. در واقع برای یک شهروند آمریکایی یک ماه دسترسی نامحدود به هزاران فیلم با کیفیت فولاچدی و امکان بارگیری آنها در دوستگاه، ارزانتر از تماشای یک فیلم در سینما است.
بهطور کلی قیمت بلیطهای سینما در کشورهای جهان متفاوت است که تحتتأثیر عواملی مانند وضعیت اقتصاد داخلی، نرخ ارز و سطح هزینههای زندگی قرار دارد. مثلا در سوییس میانگین قیمت بلیط 22.07 دلار است که آن را به یکی از پرهزینهترین مکانها برای تماشای فیلم تبدیل میکند. دانمارک با میانگین قیمت 16.76 و عربستان سعودی با 16 دلار در رتبههای بعدی قرار دارند. البته این قیمتهای بالا اغلب منعکسکنندۀ بالاتر بودن میانگین سطح درآمد در این کشورها و به تبع آن بالا بودن سطح هزینههای زندگی است.
ایران اما به دلیل قیمت بسیار پایین بلیط سینما در مقایسه با بسیاری از کشورهای دنیا متمایز است. در سال 1403 میانگین قیمت یک بلیط 60 هزارتومان است که در ساعتهای اوج به 80 هزار تومان میرسد. یعنی در بالاترین میزان نیز همچنان کمتر از 1 دلار است.
استقبال حداقلی مردم ایران از سینما؛ ریشهاش اقتصادی است یا فرهنگی؟
با این حال بر اساس پیمایش پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در سال 1399، 77.7 درصد مردم اصلا سینما نمیروند. از میان 22.3 درصدی که سینما میروند هم 27 درصد فقط یکبار در سال، 27.9 درصد دوبار در سال و 45.1 درصد بیش از دو بار در سال به سینما میروند.
آمارهای دیگری هم از میزان حضور مردم در سینما وجود دارد که حاکی از درصدهای بسیار پایینتری است. به هر حال، مبرهن است که نرخ حضور مردم ایران در سینما علیرغم پایین بودن قیمت بلیط نسبت به سایر کشورها، بسیار کم است. اما پرسش اینجاست آیا استقبال نکردن مردم ایران از سینما ریشۀ اقتصادی دارد یا فرهنگی؟

ابر اساس گزارش فرهیختگان، از فرودینماه سال 1403 تا آذرماه همین سال، بیش از 26 میلیون نفر به سینما رفتهاند. درحالیکه انتظار میرود سهم تعطیلات آخر هفته در این رقم بیشتر باشد، مجموع مخاطبها در دو روز پنجشنبه و جمعه بیش از 9 میلیون بود که به ازای هر روز حدود 4.5 میلیون نفر میشود. حال آنکه این رقم در روزهای سهشنبه- که شامل طرح سهشنبههای نیمبهاست- 7 میلیون بوده است؛ یعنی 1.5 برابر روزهای تعطیل آخر هفته.
استقبال مردم از سهشنبههای نیمبها حساسیت تماشاگران ایرانی را نسبت به نوسانات قیمت نشان میدهد. علیرغم آنکه قیمت بلیط در ایران نسبت به کشورهای دیگر بسیار پایین است اما برای بخشی از مخاطبها همچنان یک تفریح ارزان محسوب نمیشود و نمیتوانند چنین سهمی را از سبد هزینهکرد خود به سینما اختصاص دهند. به بیان دیگر طبق دادههای فروش، همبستگی مستقیمی بین قیمت بلیط و میزان مشارکت مخاطبها وجود دارد و اگر چنانچه زمزمههایش وجود دارد، قیمت بلیط افزایش پیدا کند، سینمای ایران بیش از پیش با کاهش تماشاگر مواجه خواهد شد. در مقابل، مدل قیمت گذاری پایینتر میتواند درآمد کلی را با جذب مخاطبها افزایش دهد.
البته باید توجه داشته باشیم چنانچه در ابتدای یادداشت شرحش رفت، رکود سینما در سالهای اخیر یک روند جهانی است و صرفا مختص به ایران نیست. با این حال ترکیب مشکلات اقتصادی با دسترسی به اینترنت و بسترهای پخش جریانی در ایران بر عدم گرایش مردم به سینما تأثیرگذار بوده است. ضعف در قوانین مربوط به حق مالکیت معنوی و به تبع آن، امکان بارگیری غیرقانونی به این وضعیت دامن میزند و تماشا در خانه را به گزینهای ارجحتر نسبت به سینما تبدیل میکند.
چه مسیری پیشروی سینما است؟
برای اینکه سینماها رقابتی بمانند باید ارزشافزودهای فراتر از نمایش خانگی ارائه دهند. بعضی سینماها تلاش کردهاند با تمهید تجربههای تماشای پیشرفته مانند صندلیهای بهتر، سیستمهای صوتی قویتر و سالهای ویآیپی مخاطبهای خود را افزایش دهند. با این حال، این مزیتها اغلب با بالارفتن قیمت بلیط همراه میشدند که سینما را از دسترس مخاطبهای معمولی خارج میکند.
برخی از کارشناسها معتقدند که دولت باید برای یارانهدادن به قیمت بلیط- بهویژه برای فیلمهای داخلی- وارد عمل شود تا امکان حضور در سینما برای طیف گستردهای از اقشار فراهم شود. برخی دیگر نیز ارائۀ مشوقهای مالیاتی به سینماهایی که قیمتها را پایین نگه میدارند و تخفیف برای دانشجویان و خانواده را پیشنهاد میکنند.
با توجه به واقعیتهای اقتصادی، پیدا کردن یک مدل قیمتگذاری هم برای مخاطبها و هم برای صاحبهای سینما کارآمد باشد، بسیار مهم است. مدلهای قیمتگذاری پویا، دسترسی به سینما مبتنی بر خرید اشتراک چنانچه در کشورهای دیگر وجود دارد، حمایتها و مشوقهای دولتی، ارتقای تجربۀ سینما با سرمایهگذاری در امکانات یا نمایشهای انحصاری و جلسات پرسش و پاسخ با اهالی سینما و مهمتر از همه تقویت قوانین حق مالکیت معنوی و ترویج جریانهای قانونی راهحلهای بالقوهای هستند که میتوان آنها را در نظر داشت.
جمعبندی
در پاسخ به این پرسش که آیا سینما در ایران گران است یا ارزان، باید گفت مقرونبهصرفه بودن سینما در ایران نسبی است. در مقایسه با استانداردهای بینالمللی، قیمت بلیط پایین است. اما وقتی در کنار مولفههای دیگری مثل سطح درآمد و چالشهای اقتصادی قرار میگیرد، برای بسیاری از ایرانیها گران محسوب میشود. واکنش شدید به روزهای تخفیف نشان میدهد که بسیاری از تماشاگران بالقوۀ سینما به دلایل اقتصادی بهطور منظم از سینما بازید نمیکنند. برای تضمین پایداری بلندمدت سینمای ایران، باید تعادلی بین مقرونبهصرفه بودن بلیط و حفظ سودآوری برای صاحبان سینما ایجاد شود. تا سینما بهعنوان یک شاخۀ مهم فرهنگی و سرگرمی در ایران باقی بماند