کمبود تنوع ژانر، چالش همیشگی جشنواره فیلم فجر

کمبود تنوع ژانر، چالش همیشگی جشنواره فیلم فجر
چهل‌وسومین دوره جشنواره فیلم فجر در شرایطی آغاز به کار کرده است که بیش از ۶۰ درصد از آثار منتخب این دوره در ژانر درام و اجتماعی قرار دارند. غلبه این ژانر بر دیگر ژانرها، بار دیگر بحث نبود تنوع ژانر در جشنواره فیلم فجر را به میان آورده و نگرانی‌هایی درباره یکنواختی محتوایی این رویداد سینمایی ایجاد کرده است. با این وجود، چنانچه نگاهی به ادوار گذشته بیندازیم، مشاهده می‌کنیم که به‌استثنای دوره قبلی، تعداد فیلم‌های درام و اجتماعی به‌مراتب بیشتر از دوره فعلی بوده است. برای مثال، در سال ۱۳۹۴ و در جریان سی‌وچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر، بیش از ۹۰ درصد آثار راه‌یافته به بخش مسابقه در ژانر درام و اجتماعی بودند. این آمار چشمگیر نشان می‌دهد که عدم تنوع ژانر نه‌تنها یک مشکل کنونی، بلکه چالشی تاریخی برای این جشنواره بوده است. سلطه ژانر درام و اجتماعی بر جشنواره، از یک‌سو می‌تواند بیانگر علاقه فیلم‌سازان به پرداختن به مسائل اجتماعی و واقع‌گرایانه باشد، اما از سوی دیگر، این رویکرد ممکن است باعث محدود شدن افق‌های خلاقانه و کاهش جذابیت برای مخاطبانی شود که به دنبال تجربه‌های سینمایی متفاوت و نوآورانه هستند. سهم ژانر درام و اجتماعی از کل آثار راه‌یافته به جشنواره در ادوار مختلف تحلیل داده‌های مربوط به فیلم‌های حاضر در دوره‌های مختلف جشنواره فیلم فجر نشان می‌دهد که پس از ژانر درام و اجتماعی که بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است، ژانرهای دفاع مقدس و کمدی نیز حضور قابل توجهی در این رویداد سینمایی داشته‌اند. بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که فیلم‌های دفاع مقدس، به دلیل جایگاه خاص این ژانر در سینمای ایران و حمایت‌های صورت‌گرفته از آن، ۱۱.۴۸ درصد از مجموع آثار شرکت‌کننده در جشنواره را شامل می‌شوند. از سوی دیگر، ژانر کمدی نیز، که همواره به عنوان یکی از ژانرهای پرمخاطب و عامه‌پسند در سینمای ایران مطرح بوده، ۵.۵۳ درصد از آثار جشنواره را به خود اختصاص داده است. این آمار نشان می‌دهد که اگرچه ژانرهای دفاع مقدس و کمدی در مقایسه با ژانر درام و اجتماعی سهم کمتری دارند، اما همچنان بخشی مهم از تولیدات سینمای ایران را تشکیل داده و همواره در جشنواره فیلم فجر مورد توجه قرار گرفته‌اند. حضور این دو ژانر در جشنواره، از یک سو، بیانگر اهمیت فیلم‌های دفاع مقدس در روایت تاریخ جنگ ایران و ترویج فرهنگ ایثار و مقاومت است و از سوی دیگر، نشان‌دهنده نقش فیلم‌های کمدی در جذب مخاطب و ایجاد تنوع در میان آثار جشنواره‌ای محسوب می‌شود.  گرایش غالب سینمای ایران به تولید آثار درام و اجتماعی، درحالی‌که در کشورهای دیگر ژانرهایی مانند علمی‐تخیلی، وحشت و اکشن از محبوبیت ویژه‌ای برخوردارند، می‌تواند نشان‌دهنده یک رویکرد محافظه‌کارانه و کم‌ریسک در انتخاب ژانر و محتوای فیلم باشد. فیلم‌سازان و تهیه‌کنندگان ایران به احتمال زیاد به دلیل نگرانی از شکست‌های تجاری و عدم استقبال مخاطبان از آثار نوآورانه یا متفاوت، ترجیح می‌دهند از داستان‌ها و ژانرهایی بهره ببرند که سابقه موفقیت و پذیرش آن‌ها در بازار وجود دارد. بر اساس آمار و ارقام منتشرشده توسط معاونت توسعه فناوری و مطالعات سینمایی وزارت فرهنگ، در سال 1402 اکثر فیلم‌های پرفروش و پرطرفدار ایران در ژانرهای اجتماعی و کمدی ارائه شده‌اند. این داده‌ها نشان می‌دهد که در فرآیند انتخاب موضوع و ژانر، تجربه‌های گذشته و سلیقه‌های مخاطب نقش مهمی ایفا می‌کنند؛ به‌طوری که فیلم‌سازان برای کاهش ریسک‌های احتمالی، تمایل دارند بر تولید آثاری تمرکز کنند که مخاطبان آماده استقبال از آن‌ها هستند. این رویکرد کاهش ریسک نه تنها در ایران بلکه در سطح جهانی نیز قابل مشاهده است. به عنوان مثال، در سال 2024 اکثریت فیلم‌های پرفروش گیشه در بازار بین‌المللی، دنباله یا پیش‌درآمدهایی از فرنچایزهای مطرح بودند. این روند، که به عنوان استراتژی‌ای برای تضمین موفقیت تجاری و جذب مخاطبان شناخته می‌شود، ناشی از تمایل استودیوی‌های بزرگ هالیوود به استفاده از قالب‌های اثبات‌شده و کاهش ریسک‌های مالی است. به عبارت دیگر، با تکیه بر فرنچایزها و داستان‌های پیش‌تر موفق، استودیوها سعی دارند از مخاطبان مطمئن و علاقه‌مند بهره‌مند شوند، چرا که مخاطبان عموماً به آثار شناخته شده و موردقبول واکنش مثبت نشان می‌دهند. بنابراین، گرایش سینمای ایران به سمت تولید فیلم‌هایی در ژانرهای درام و اجتماعی می‌تواند بازتابی از یک رویکرد بازار محور و محافظه‌کارانه باشد؛ رویکردی که به واسطه تکیه بر سلایق مخاطب و تجربیات موفق پیشین، سعی دارد خطرات احتمالی ناشی از ارائه آثار نو و متفاوت را به حداقل برساند. این استراتژی، اگرچه از نظر مالی و تجاری می‌تواند موفقیت‌آمیز باشد، اما ممکن است در بلندمدت باعث محدودیت در نوآوری و کاهش روزافرون تنوع ژانر در سینمای ایران شود. به علاوه، فقدان یک صنعت سینمایی پیشرفته و یکپارچه در ایران، همراه با تمرکز بسیار زیاد بر تولیدات سفارشی و محافظه‌کارانه، باعث شده است که فیلم‌سازان و کارگردانان از گسترش افق‌های هنری و آزمایش با ژانرهای نوین و متفاوت خودداری کنند. به عبارت دیگر، شرایط موجود در بازار سینما در ایران، که بیشتر بر مبنای تضمین‌های اقتصادی و رویکردهای مطمئن و بدون ریسک طراحی شده است، باعث شده تا افراد خلاق در عرصه فیلم‌سازی نتوانند آزادانه به کاوش در ژانرها و موضوعات نوپرداز بپردازند. از سوی دیگر، ساختار سرمایه‌گذاری در این عرصه، با شیوه‌ای که در آن شفافیت کافی وجود ندارد و بازگشت سرمایه به عنوان یک الزام اقتصادی در اولویت قرار ندارد، عامل مهمی در کاهش نوآوری محسوب می‌شود. این مدل سرمایه‌گذاری، به دلیل نبود فشارهای مالی و اقتصادی برای ارائه آثار نوآورانه، به تولید تکراری و کلیشه‌ای کمک می‌کند؛ چرا که فیلم‌سازان تمایل دارند تا از روش‌های مطمئن و ثابت‌شده استفاده کنند تا ریسک‌های ناشی از تولید آثار متفاوت و نوآورانه به حداقل برسد.  همچنین، حمایت‌های نهادی و فرهنگی که از سوی مراجع دولتی و سازمان‌های مرتبط ارائه می‌شود، عمدتاً به تولید فیلم‌های اجتماعی اختصاص یافته است. این امر باعث می‌شود که تولید این نوع آثار از نظر اقتصادی توجیه‌پذیرتر به نظر برسد، زیرا حمایت‌های مالی و اعتباری بیشتری در اختیار آن‌ها قرار می‌گیرد. در نتیجه، این سیاست‌ها به‌طور ضمنی فرهنگ تولید فیلم در ایران را به سمت داستان‌های اجتماعی و محتوای مرتبط با مسائل روزمره سوق داده و به نوعی فضای آزمایش و تجربه ژانرهای متفاوت را محدود می‌کند.  بنابراین، ترکیب عدم توسعه یک صنعت سینمایی جامع، مدل‌های سرمایه‌گذاری مبهم و بدون الزام به بازگشت سرمایه، و تمرکز شدید حمایت‌های نهادی بر فیلم‌های اجتماعی، همگی دست به دست هم داده‌اند تا موجب تکرار الگوهای کلیشه‌ای و کاهش نوآوری در سینمای ایران شوند. این وضعیت منجر به کاهش تنوع ژانر و در نهایت محدود شدن فضای خلاقیت در تولید فیلم‌های ایرانی می‌شود، درحالی‌که از یک سو این رویکرد از نظر اقتصادی قابل توجیه است و از سوی دیگر مانع بروز نوآوری‌های هنری و تجربیات تازه در عرصه سینما می‌گردد.